دلی که از دغدغه های دنیایی خالی نشود، آن گونه که باید، نمی تواند با یاد خدا آرام باشد.

ارامش
اضطراب و نگرانی یكی از بزرگترین بلاهای زندگی انسانها بوده و هست و عوارض ناشی از آن در زندگی فردی و اجتماعی كاملاً محسوس است.
و بر عکس آن، آرامش یكی از گمشده های مهم بشر بود و به هر دری می زند تا آن را پیدا كند و اگر تلاش و كوشش انسان ها را در طول تاریخ برای پیدا كردن آرامش از طرق صحیح و كاذب جمع آوری كنیم خود كتاب بسیار قطوری را تشكیل می دهد.
آرامش و دلهره نقش بسیار مهمی در سلامت و بیماری فرد و جامعه و سعادت و بدبختی انسان ها دارد و چیزی نیست كه بتوان از آن به آسانی گذشت و به همین دلیل تاكنون كتاب های زیادی نوشته شده كه موضوع آنها فقط نگرانی و راه مبارزه با آن و طرز به دست آوردن آرامش است.
تاریخ بشر مملوّ است از صحنه های غم انگیزی كه انسان برای تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادی گام نهاده و تن به انواع اعتیاد ها داده است.
اگر شما خود را از هموم دنیا فارغ ساختید، به سوی خدا اقبال کرده اید و اگر این چنین شد، خداوند قلوب مردم را متوجه شما کرده و محبوب دل ها می شوید
ولی قرآن با یك جمله كوتاه و پر مغز مطمئن ترین و نزدیك ترین راه را نشان داده و می فرماید: … ألا بذكر الله تطمئنّ القلوب: … آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش می یابد. (رعد، 28) (تفسیر نمونه، ج 10، ص 210)
این نکته را هم باید در کنار این آیه در نظر داشت که: دلی که از دغدغه های دنیایی خالی نشود، آن گونه که باید، نمی تواند با یاد خدا آرام باشد.
چنانچه در روایتی از رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله) می خوانیم: فَإِنَّهُ مَن أقبَلَ إلَى اللهِ بِقَلبِهِ جَعَلَ اللهُ قُلوبَ العِبادِ مُنقادَةً إلَیهِ بِالمَوَدَّةِ وَالرَّحمَةِ: اگر شما خود را از هموم دنیا فارغ ساختید، به سوی خدا اقبال کرده اید و اگر این چنین شد، خداوند قلوب مردم را متوجه شما کرده و محبوب دل ها می شوید.
این ذکر که باعث آرامش می شود یعنی چه؟
منظور آیه فوق از ذكر خدا كه مایه آرامش دل ها است تنها این نیست كه نام او را بر زبان آورد و مكرّر تسبیح و تهلیل و تكبیر گفت، بلكه منظور آن است كه با تمام قلب متوجه او و عظمتش و علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه مبدأ حركت و فعالیت در وجود هر فردی شود به سوی تلاش و زندگیه روزمره اش و میان او و گناه، سد مستحكمی ایجاد كند … این است حقیقت ذكر كه آن همه آثار و بركات در روایات اسلامی برای آن بیان شده است. (نمونه، ج 10، ص 215)
آن چنان كه نوش دارو مایه راحتی و آرامش مار گزیده است و پس از به كار بردن آن احساس نشاء سلامتی و عافیت می كند، نفس نیز از یاد خدا این احساس را می نماید.

مصادیقی از ذکر خدا
منظور آیه فوق از ذكر خدا كه مایه آرامش دل ها است تنها این نیست كه نام او را بر زبان آورد و مكرّر تسبیح و تهلیل و تكبیر گفت، بلكه منظور آن است كه با تمام قلب متوجه او و عظمتش و علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه مبدأ حركت و فعالیت در وجود هر فردی شود به سوی تلاش و زندگیه روزمره اش و میان او و گناه، سد مستحكمی ایجاد كند … این است حقیقت ذكر كه آن همه آثار و بركات در روایات اسلامی برای آن بیان شده است
در حدیث می خوانیم كه از وصایایی كه پیامبر صلّی الله علیه و آله به علی علیه السّلام فرمود این بود: ای علی سه كار است كه این امت طاقت آن را ندارند (و از همه كس ساخته نیست) 1- مواسات با برادران دینی در مال، 2 ـ و حق مردم را از خویشتن دادن، 3 ـ و یاد خدا در هر حال ولی یاد خدا (تنها) سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر نیست بلكه یاد خدا آن است كه هنگامی كه انسان در برابر حرامی قرار می گیرد از خدا بترسد و آن را ترك گوید.
در حدیث دیگری می خوانیم علی علیه السّلام فرمود: ذكر دو گونه است یاد خدا كردن به هنگام مصیبت (و شكیبائی و استقامت ورزیدن) و از آن برتر آن است كه خدا را در برابر محرمات یاد كند و میان او و حرام سدی ایجاد نماید. (تفسیر نمونه ج 10، ص 216)
صاحب مجمع البیان نیز برای ذكر معنائی دارد: خداوند تعالی یك جا ذكر را مایه اطمینان قلب دانسته و در جایی دیگر باعث وجل و ترس قلب خوانده، این بدان جهت است كه مقصود از ذكر در اولی به یاد آوردن ثواب ها و نعمت های اوست كه به شمار نمی آید … آدمی وقتی به یاد نعمت های او می افتد دلش آرام می گیرد.
مقصود از ذكر در آنجا كه باعث ترس و اضطراب قلب می شود به یاد آوردن عقاب خدا و انتقام اوست كه به یاد هر كه بیاید آرامش را از او سلب می كند. (المیزان، ج 11، ص 545)

ذکری برای رسیدن به آرامش
گفتیم به طور كلی یاد خداوند به هر شكل و صورتی موجب آرامش قلب است، در این میان بیان شده است که گفتن ذكر «ما شاءَ الله لا حَولَ وَ لا قوَّةَ إلّا باللهِ العَلِیِّ العَظیم» در ایجاد آرامش نیز نقش موثری دارد .
میرزا احمد آشتیانی (ره) در كتاب هدیه احمدی آورده اند: علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان فرمودند: جهت آرامش پیدا كردن دست روی سینه بگذارید و در حالت نشسته و ایستاده چند مرتبه ایه 28 سوره رعد را بخوانید: «الذّینَ امَنوا وتَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بذِكرِ اللهِ اَلا بذِكرِ الله تَطمَئِنُ القلوب» … در ایجاد ارامش بسیارموثر است .

منبع :  بخش قرآن تبیان

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: ماه رمضان
   یکشنبه 6 تیر 1395


فرم در حال بارگذاری ...

 

حضرت علي النقي (ع): كسي كه

از خدا حاجتي مي خواهد بايد قبر

جدم رضا (ع) را در طوس زيارت نمايد

در حالي كه امام غسل كرده و بالاي

سر حضرتش دو ركعت نماز گزاردودر 

قنوت خويش از خداي تعالي حاجت

خود را بخواهد، پس حتما دعاي او

مستجاب مي شود ، مادام كه 

گناهي يا قطع رحم را نخواسته

باشد.همانا محل قبر آن حضرت (ع)

قطعه‌اي از بهشت است كه هيچ

مومني آن را زيارت نمي كند جز آنكه

خداي تعالي او را از آتش آزاد نموده و به سراي آرامش (بهشت) وارد مي نمايد.

 حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود :

نوه من در زمين خراسان در شهري به نام طوس كشته مي شود. هر كه او را با

معرفت نسبت به حقش زيارت كند من روز قيامت با دست خودم او را مي گيرم و

در بهشت داخلش مي كنم اگرچه اهل گناهان كبيره باشد.

به امام صادق (ع) عرض شد :

 فدايت شوم ، شناخت حق او چيست؟ فرمود : اينكه بداني اطاعت از او واجب

است و غريب و شهيد مي باشد. كسي كه او را با شناخت حقش زيارت كند

خداوند عزوجل اجر و هفتاد شهيد از شهداي حقيقي در ركاب رسول خدا (ص) را

به او اعطا مي فرمايد.

 حضرت بدالعظيم حسني (ع) گويد :

 به امام جواد (ع) عرض كردم ، من در ترديدم كه به زيارت قبر امام حسين (ع)

مشرف شوم يا به زيارت قبر پدرتان(امام رضا علیه الاسلام) در طوس ، نظر شما

چيست؟ امام (ع) فرمود :

در جاي خود باش و خود وارد خانه شده و بيرون آمد در حالي كه اشك هايش بر

گونه جاري بود و فرمود :

 زوار امام حسين (ع) فراوان ولي زوار قبر پدرم (ع) در طوس اندك است.

 حضرت امام رضا (ع) فرمود :

 هر كه با وجود دوري راه زيارتم كند ، روز قيامت در سه جاي هولناك نزد او آيم تا

او را نجات دهم ، هنگامي كه نامه‌هاي اعمال به سوي افراد آورده شود ، هنگام

عبور از پل صراط ، هنگام بررسي اعمال در دادگاه عدل الهي و در كنار ميزان

سنجش اعمال .

 

 

 

برگرفته از: عیون الاخبار الرضا 2/626 – امالی صدوق، ص121

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 12 شهریور 1396


فرم در حال بارگذاری ...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

 

می نشینی روبرویم، خستگی در می کنی
چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

 

باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است؟!
باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیست

شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم، توی گلدانی که نیست

 

چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری، بین دستانی که نیست..؟!

 

وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو…
پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست

می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم،با یاد مهمانی که نیست…!

 

بعد تو این کار هر روز من است
باور این که نباشی،کار آسانی که نیست…!

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 12 شهریور 1396


فرم در حال بارگذاری ...

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 12 شهریور 1396


فرم در حال بارگذاری ...

 

حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند :

 

«به عقلها اجازه نداده است که حد و حدود صفات او را مشخص کنند در عین حال آنها را از معرفت خویش محروم نکرده است »

 

 

 

همانگونه که روشن است عقل با اینکه از وصول به کنه معرفت ذات اقدس متعال ناتوان است اما در حد توان و استعداد و به مقدار واجب و لازم قادر به شناخت او هستند .(منبع: توحید در نگاه عقل و دین صفحه 218)

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 12 شهریور 1396


فرم در حال بارگذاری ...

امام خامنه ای مدظله العالی
نظامی که پیغمبر ساخت، شاخص های گوناگونی دارد که در بین آن ها هفت شاخص از همه مهم تر و برجسته تر است:
شاخص اول، ایمان و معنویت است. انگیزه و موتور پیش برنده ی حقیقی در نظام نبوی، ایمانی است که از سرچشمه ی دل و فکر مردم می جوشد و دست و بازو و پا و وجود آن ها را در جهت صحیح به حرکت در می آورد. پس شاخص اول، دمیدن و تقویت روح ایمان و معنویت و دادن اعتقاد و اندیشه ی درست به افراد است، که پیغمبر این را از مکه شروع کرد و در مدینه پرچمش را با قدرت بالا برد.
شاخص دوم، قسط و عدل است. اساس کار بر عدالت و قسط و رساندن هر حقی به حقدار- بدون هیچ ملاحظه- است.
شاخص سوم ،علم و معرفت است. در نظام نبوی، پایه همه چیز، دانستن و شناختن و آگاهی و بیداری است؛ کسی را کورکورانه به سمتی حرکت نمی دهند؛ مردم را با آگاهی و معرفت و قدرتِ تشخیص، به نیروی فعال- نه نیروی منفعل- بدل می کنند.
شاخص چهارم، صفا و اخوت است. در نظام نبوی، درگیری های برخاسته ی از انگیزه های خرافی، شخصی، سودطلبی و منفعت طلبی مبغوض است و با آن مبارزه می شود؛ فضا، فضای صمیمیت و اخوت و برادری و همدلی است.
شاخص پنجم، صلاح اخلاقی و رفتاری است. انسان ها را تزکیه و از مفاسد و رذایل اخلاقی، پیراسته و پاک می کند؛ انسانِ بااخلاق و مزکی می سازد؛ «و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه». تزکیه، یکی از آن پایه های اصلی است؛ یعنی پیغمبر روی یکایک افراد کار تربیتی و انسان سازی می کرد.
شاخص ششم، اقتدار و عزت است. جامعه و نظام نبوی، تو سری خور، وابسته، دنباله رو و دست حاجت به سوی این و آن دراز کن نیست؛ عزیز و مقتدر و تصمیم گیر است؛ صلاح خود را که شناخت، برای تأمین آن تلاش می کند و کار خود را پیش می برد.
شاخص هفتم، کار و حرکت و پیشرفتِ دائمی است. توقف در نظام نبوی وجود ندارد؛ به طور مرتب، حرکت، کار و پیشرفت است. اتفاق نمی افتد که یک زمان بگویند: دیگر تمام شد؛ حالا بنشینیم استراحت کنیم! این وجود ندارد. البته این کار، کارِ لذت آور و شادی بخشی است؛ کار خستگی آور و کسل کننده و ملول کننده و به تعجب آورنده ای نیست؛ کاری است که به انسان نشاط و نیرو و شوق می دهد.

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 12 شهریور 1396


فرم در حال بارگذاری ...

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 1705

آبان 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
این وبلاگ بمنظور معرفی شاخه ای از ابعاد وجودی امام حسن مجتبی (ع) به فعالیت مشغول شده است.
آمار
  • امروز: 7
  • دیروز: 30
  • 7 روز قبل: 226
  • 1 ماه قبل: 711
  • کل بازدیدها: 2155745
رتبه
  • رتبه کشوری دیروز: 68
  • رتبه مدرسه دیروز: 6
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 75
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 3
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 237
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 5
 
مهمان امام