دلی که از دغدغه های دنیایی خالی نشود، آن گونه که باید، نمی تواند با یاد خدا آرام باشد.

ارامش
اضطراب و نگرانی یكی از بزرگترین بلاهای زندگی انسانها بوده و هست و عوارض ناشی از آن در زندگی فردی و اجتماعی كاملاً محسوس است.
و بر عکس آن، آرامش یكی از گمشده های مهم بشر بود و به هر دری می زند تا آن را پیدا كند و اگر تلاش و كوشش انسان ها را در طول تاریخ برای پیدا كردن آرامش از طرق صحیح و كاذب جمع آوری كنیم خود كتاب بسیار قطوری را تشكیل می دهد.
آرامش و دلهره نقش بسیار مهمی در سلامت و بیماری فرد و جامعه و سعادت و بدبختی انسان ها دارد و چیزی نیست كه بتوان از آن به آسانی گذشت و به همین دلیل تاكنون كتاب های زیادی نوشته شده كه موضوع آنها فقط نگرانی و راه مبارزه با آن و طرز به دست آوردن آرامش است.
تاریخ بشر مملوّ است از صحنه های غم انگیزی كه انسان برای تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادی گام نهاده و تن به انواع اعتیاد ها داده است.
اگر شما خود را از هموم دنیا فارغ ساختید، به سوی خدا اقبال کرده اید و اگر این چنین شد، خداوند قلوب مردم را متوجه شما کرده و محبوب دل ها می شوید
ولی قرآن با یك جمله كوتاه و پر مغز مطمئن ترین و نزدیك ترین راه را نشان داده و می فرماید: … ألا بذكر الله تطمئنّ القلوب: … آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش می یابد. (رعد، 28) (تفسیر نمونه، ج 10، ص 210)
این نکته را هم باید در کنار این آیه در نظر داشت که: دلی که از دغدغه های دنیایی خالی نشود، آن گونه که باید، نمی تواند با یاد خدا آرام باشد.
چنانچه در روایتی از رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله) می خوانیم: فَإِنَّهُ مَن أقبَلَ إلَى اللهِ بِقَلبِهِ جَعَلَ اللهُ قُلوبَ العِبادِ مُنقادَةً إلَیهِ بِالمَوَدَّةِ وَالرَّحمَةِ: اگر شما خود را از هموم دنیا فارغ ساختید، به سوی خدا اقبال کرده اید و اگر این چنین شد، خداوند قلوب مردم را متوجه شما کرده و محبوب دل ها می شوید.
این ذکر که باعث آرامش می شود یعنی چه؟
منظور آیه فوق از ذكر خدا كه مایه آرامش دل ها است تنها این نیست كه نام او را بر زبان آورد و مكرّر تسبیح و تهلیل و تكبیر گفت، بلكه منظور آن است كه با تمام قلب متوجه او و عظمتش و علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه مبدأ حركت و فعالیت در وجود هر فردی شود به سوی تلاش و زندگیه روزمره اش و میان او و گناه، سد مستحكمی ایجاد كند … این است حقیقت ذكر كه آن همه آثار و بركات در روایات اسلامی برای آن بیان شده است. (نمونه، ج 10، ص 215)
آن چنان كه نوش دارو مایه راحتی و آرامش مار گزیده است و پس از به كار بردن آن احساس نشاء سلامتی و عافیت می كند، نفس نیز از یاد خدا این احساس را می نماید.

مصادیقی از ذکر خدا
منظور آیه فوق از ذكر خدا كه مایه آرامش دل ها است تنها این نیست كه نام او را بر زبان آورد و مكرّر تسبیح و تهلیل و تكبیر گفت، بلكه منظور آن است كه با تمام قلب متوجه او و عظمتش و علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه مبدأ حركت و فعالیت در وجود هر فردی شود به سوی تلاش و زندگیه روزمره اش و میان او و گناه، سد مستحكمی ایجاد كند … این است حقیقت ذكر كه آن همه آثار و بركات در روایات اسلامی برای آن بیان شده است
در حدیث می خوانیم كه از وصایایی كه پیامبر صلّی الله علیه و آله به علی علیه السّلام فرمود این بود: ای علی سه كار است كه این امت طاقت آن را ندارند (و از همه كس ساخته نیست) 1- مواسات با برادران دینی در مال، 2 ـ و حق مردم را از خویشتن دادن، 3 ـ و یاد خدا در هر حال ولی یاد خدا (تنها) سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر نیست بلكه یاد خدا آن است كه هنگامی كه انسان در برابر حرامی قرار می گیرد از خدا بترسد و آن را ترك گوید.
در حدیث دیگری می خوانیم علی علیه السّلام فرمود: ذكر دو گونه است یاد خدا كردن به هنگام مصیبت (و شكیبائی و استقامت ورزیدن) و از آن برتر آن است كه خدا را در برابر محرمات یاد كند و میان او و حرام سدی ایجاد نماید. (تفسیر نمونه ج 10، ص 216)
صاحب مجمع البیان نیز برای ذكر معنائی دارد: خداوند تعالی یك جا ذكر را مایه اطمینان قلب دانسته و در جایی دیگر باعث وجل و ترس قلب خوانده، این بدان جهت است كه مقصود از ذكر در اولی به یاد آوردن ثواب ها و نعمت های اوست كه به شمار نمی آید … آدمی وقتی به یاد نعمت های او می افتد دلش آرام می گیرد.
مقصود از ذكر در آنجا كه باعث ترس و اضطراب قلب می شود به یاد آوردن عقاب خدا و انتقام اوست كه به یاد هر كه بیاید آرامش را از او سلب می كند. (المیزان، ج 11، ص 545)

ذکری برای رسیدن به آرامش
گفتیم به طور كلی یاد خداوند به هر شكل و صورتی موجب آرامش قلب است، در این میان بیان شده است که گفتن ذكر «ما شاءَ الله لا حَولَ وَ لا قوَّةَ إلّا باللهِ العَلِیِّ العَظیم» در ایجاد آرامش نیز نقش موثری دارد .
میرزا احمد آشتیانی (ره) در كتاب هدیه احمدی آورده اند: علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان فرمودند: جهت آرامش پیدا كردن دست روی سینه بگذارید و در حالت نشسته و ایستاده چند مرتبه ایه 28 سوره رعد را بخوانید: «الذّینَ امَنوا وتَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بذِكرِ اللهِ اَلا بذِكرِ الله تَطمَئِنُ القلوب» … در ایجاد ارامش بسیارموثر است .

منبع :  بخش قرآن تبیان

اشتراک گذاری این مطلب!


موضوعات: ماه رمضان
   یکشنبه 6 تیر 1395


فرم در حال بارگذاری ...

حديثى از امام حسن مجتبى عليه السلام هست كه آن حضرت براى چهارمين بار مسموم شدند و آثار زهر در جانشان رخنه كرد و كارگر شد و ديدند كه از اين نشاه ارتحال مى كنند.

امام عليه السلام چه كرد؟ يكى از كارهاى آموزنده امام عليه السلام كه حجه الله است ، البته همه كارهايشان آموزنده براى تعليم بشر است - آن حضرت دستور دادند كه : برادرزاده ها، فرزندان خود و خردسالان دودمانش در منزل جمع گردند (اين مطلب را يعقوبى در تاريخش ذكر كرده است .) و با اينها به گفت و شنود نشست و به آنها فرمود:

شما امروز خرد سالان اجتماع هستيد و در آينده پدر و مادر و رجال و نساء اجتماعيد، از الان به فكر آينده خودتان باشيد كه اجتماع بعدى را شما بايد اداره كنيد.

در ابتداى اين فرمايشها به آنان فرمود: با خودتان دفتر و قلم همراه داشته باشيد و پيش دانشمندان كه مى رويد، حرفهايشان را هدر ندهيد، حرفهايى را كه مى شنويد در دفترتان يادداشت نماييد كه يك روز به كارتان خواهد آمد. (679)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

در مروج الذهب مسعودى چنين آمده است : هنگامى كه امام حسن عليه السلام دفن گرديد، برادرش محمد بن حنفيه بر قبرش ايستاد و گفت : اگر زندگى تو با عزت بود، مرگ تو باعث شكست و خلل در اركان شده است . چه خوش روحى كه كفن تو او را در برگرفته و چه خوب كفنى كه بدن تو را حاوى است ! چگونه چنين نباشى در حالى كه تو گردونه هدايت و جانشين اهل تقوى و خامس اصحاب كسائى ، … (678)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

ابو القاسم كوفى در كتاب تبديل گفته است : اسحاق كندى در زمان خود فيلسوف عراق بود در خانه خود نشست و عزلت اختيار كرد و شروع كرد به نوشتن تناقضات قرآن . روزى يكى از شاگردان او خدمت امام ابو محمد عليه السلام رسيد. حضرت به او فرمود:

آيا در ميان شما مرد رشيدى نيست كه استادتات كندى را از اشتعالى كه درباره قرآن شروع كرده ، باز دارد؟

شاگرد گفت : ما شاگرد او هستيم ؛چگونه مى توانيم در اين مساءله و يا غير آن به او اعتراض كنيم ؟

حضرت فرمود: مى توانى آنچه را مى گويم به او برسانى ؟

گفت : آرى .

آنگاه حضرت فرمود: نزد او برو و با او نرمى كن و انس بگير و در هدفش ‍ يارى اش كن . وقتى ميانتان انس برقرار شد، بگو: مساءله اى براى من پيش ‍ آمده كه مى خواهم از تو بپرسم . او از تو خواهد خواست كه بپرسى در اين هنگام بگو: اگر گوينده قرآن نزد تو آيد، آيا جايز است كه مرادش از آن غير اين معانى باشد كه تو اراده كرده اى ؟

او خواهد گفت : آرى ، شخص مى تواند وقتى چيزى را شنيد، از آن معنايى را بفهمد. وقتى كه به تو جواب مثبت داد، بگو: از كجا معلوم ؟ شايد (از قرآن ) جز آن چيزى كه تو اراده كرده اى قصد كند و به غير معانى خود وضع نمايد.

آن شخص نزد كندى رفت و با او الفت گرفت تا اين كه اينكه مساءله را به او القا كرد.كندى گفت : اين مطلب را دوباره تكرار كن ! و او تكرار كرد پس كندى فكر نمود و ديد آرى ، اين مساءله در لغت احتمال دارد و ممكن است .(677)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

امام مجتبى عليه السلام فرمود: چون خداوند متعال قلب پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله را بزرگ تر از قلب هاى ديگر ديد، او را به پيغمبرى برگزيد.

سبحان الله ! عظمت وجودى قلب خاتم صلى الله عليه وآله چه اندازه بايد باشد تا ظرف حقائق كتاب الله قرآن فرقان بوده باشد؟! (676)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

كلينى در باب مؤمن و علامات و صفات او در كتاب ايمان و كفر كافى نقل كند:

امام حسن عليه السلام مردم را مورد خطاب قرار داده ، فرمود: اى مردم ! درباره برادرى با شما سخن مى گويم كه بهترين مردم در نظر من است و آن چيزى كه او را در نظر من بزرگ نموده ، اين است كه در نظر او دنيا حقير و كوچك است .از سلطه شكمش خارج است ، پس به چيزى كه ندارد اشتها ندارد و چون بيابد زياده روى نكند. از سلطه شهوتش خارج است ؛ پس ‍ عقل و راى را سبك نشمارد. از تسلط جهالت خارج است ؛ پس آن كند كه بر نفع آن يقين دارد، اشتهاى مفرط ندارد و غضبناك و ملول نگردد بيشتر اوقاتش در خاموشى است و چون سخن گويد، غالب شود در جدال وارد نشود و در دعوايى شركت نكند و تا قاضى نبيند، حجت نياورد. از برادرانش غافل نباشد و چيزى را، جداى از آنان ، به خود اختصاص ندهد. ضعيف و مستضعف است ؛ ولى وقت جنگ ، مانند شير، جسور است . كسى را به كارى كه برايش بتوان عذر آورد، ملامت نكند، تا مرتكب آن عذر آورد. آنچه بگويد عمل كند، و چون نگويد عمل نكند. چون دو امر برايش ‍ پيش آيد كه نداند كدام يك برتر است ، به آن كه نزديك به هوا و هوس نباشد نظر افكند. از بيمارى شكايت نكند، جز نزد آن كه اميد بهبودى از جانبش ‍ برود. فقط با كسى كه اميد نصيحت از او دارد مشورت كند. غضب نكند. شكايت ننمايد و اشتهايش زياد نباشد. انتقام نگيرد و از دشمن غافل نباشد.

پس بر شما باد، تخلق به چنين اخلاق كريمه اى ! و اگر توان تخلق به تمام آنان را نداريد، پس هر اندازه كه توانيد، كسب نماييد! چه اءخذ قليل ، بهتر از ترك كثير است و لا حول و لاحول قوه الا بالله . (675)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

شخصى به خدمت امام حسن مجتبى عليه السلام رسيد، آقا فرمايشاتى به ايشان فرمودند، آن شخص بنا كرد به تمجيد، گفت : به به ، آقا جان ! اين فرمايشات در است ، جواهر است !

آقا فرمودند: در و جواهر همه يك نوع جماد است . اين حرفها نورند، جان شما را اشتداد وجودى مى دهند، روح مى دهند، غذا و طعام روحند، جواهر و طلاجات كه جماد است و خارج از انسان ، و هيچ وقت غذاى جان نمى شوند؛ چون بايد بين غذا و مغتذى (غذا گيرنده ) سنخيت باشد، آن جماد است و ماده ؛ نفس ناطقه از وراى عالم طبيعت است ، با يكديگر سنخيت ندارند.

پس جواهر و در در مقابل قرآن چيست ، حرف فوق اينهاست . در اين خزانه وارد شويد و در قرآن تدبر كنيد: افلا بتدبرون ان ام على قلوب اقفالها .(674)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

يعقوبى متوفاى در سنه سوم هجرى ، در كتاب تاريخى اش وصيتى از سبط اكبر پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله ، امام حسن مجتبى عليه السلام روايت كرده است كه اختصاص به خردسالان دارد و عبارت آن حصرت به نقل يعقوبى چنين است :

و دعا الحسن بن على عليه السلام بنيه و بنى اخيه فقال : يا بنى و يا نبى اخى !انكم صغار قوم و توشكون ان تكونوا كبار قوم ، آخرين فتعلموا العلم ، فمن لم يستطع منكم يرويه (ان يرويه ظ) او يحفظه فليكتبه و ليجعله فى بيته .(672)

امام مجتبى عليه السلام در اين وصيت اعتنايى خاص به خردسالان دارد كه هم در تعليم و تاءديب بزرگسالان به اكرام و احترام زير دستان و كودكان حائز اهميت بسزا است ، و هم از جهت دستور العملى كه به خرد سالان فرموده است .

يعنى امام حسن عليه السلام فرزندان خود و فرزندان برادرش را خواند و گفت : اى فرزندان من ! و اى فرزندان برادر من ! امروز شما خردسالان گروهى هستيد و در آينده نزديكى بزرگان گروهى ديگر خواهيد بود، پس ‍ دانش نياموزيد و هر كه از شما توانايى روايت و نگهدارى دانش را ندارد آن را بنويسيد و در خانه خود بنهد.

امام عليه السلام بديشان فرمود: شما كه خرد ساليد، هم ، اكنون نوشتن بياموزيد و خط تعليم بگيريد و دانش را كه آموخته ايد به قلم در آوريد. كه به قول بيهقى : مرد آنگه دانا شود كه نبشتن گيرد.

شيرين تر آن كه امام در پايان فرمود: آن را بنويسد و در خانه خود بنهيد.

آرى ! زينت خانه ، كتاب علمى در طاقچه آن است نه مجسمه سگ و گربه . كان امام فرموده است : خانه شما بايد كتابخانه باشد. (673)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

از سبط اكبر پيغمبر، حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام (ع ) در بيان وسعت قلب خاتم صلى الله عليه وآله ، حديثى به اين مضمون مروى است كه : چون خداوند متعال ، قلب پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله را وسيع ترين قلب يافت ، قرآن كريم را بر او نازل فرمود،

(و انه لتنزيل رب العالمين ، نزل به الروح الامين على قلبك ، لتكون من المنذرين )،(الم نشرح لك صدرك ) .(671)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود، چون خداوند قلب پيغمبر را از قلابهاى ديگر بزرگ تر ديد، او را به مرتبت رسالت ختمى بر انگيخت .

اين قلب قابل مستفيض است كه خداوند در باره آن فرمود: نزل به الروح الامين على قلبك .(670)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

حصنوا انفسكم باصدقه ؛ (669)

به صدقه دادن از شرور عالم خود را در حصار محكم خدا حفظ كنيد.

فصل چهارم : امام دوم ، سيماى امام حسن مجتبى (ع )

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين (ع ) فرمود: حب الدنيا يفسد العقل و يصم القلب عن سماع الحكمه ؛ (667)

حب دنيا عقل را فاسد مى كند و گوش قلب را از شنيدن سخن حكمت كر مى سازد.

شرح هر كه دوست دنيا و عاشق مال و جاه دنياست ، عقل فطرى و هوش حقيقى او فاسد شود و ديگر به سخن حكمت و الهيات مايل نباشد و گوش به گفتار انبياء و اولياء و حكماى الهى كه دنيا را در نظرش حقير كند ابدا ندهد، مبادا از دنياى موهوم كه معشوق است دور شود و اما عاقل گويد:

دنيا بتى است عشوه گر و بى وفا

زين بى وفا چه تمنا كنى ؟!

مجو درستى عهد از جهان سست نهاد

كه اين عجوزه عروس هزار داماد است (668)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

ما اقبح بالانسان باطنا عليلا و ظاهرا جميلا ؛ (665)

چه زشت است و قبيح كه انسان باطنش مريض و بد سيرت ، و ظاهرش زيبا و آراسته باشد.

شرح بد باطن و خوش ظاهر باشد كه منافق است و منافق در اسفل السافلين جهنم است .(666)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

جالى العلماء تسعد .

با علماء بنشين تا به سعادت رسى .(664)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

لا تسئلوا الا الله فانه ان اعطاكم اكرمكم و ان منعكم خازنكم ؛

از غير خدا سوال نكنيد و هر چه مى خواهيد از خدا سوال كنيد كه خدا اگر عطا كرد با اكرام عطا مى كند، و اگر منع كرد ذخيره براى شما حفظ مى كند به خلاق خلق .(663)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

الحسد شر الامراض ؛ حسد برترين مرض است .

كه اين مرض نفسانى ايجاد امراض جسمانى مانند سل و تب و سوء هاضمه و غيره مى كند.(662)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

صله الرحام من افضل شيم الكرام (660)

صله رحم موجب زيادى مال و درازى عمر است .(661)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود:

ينبغى لمن عرف الله سبحانه ان لا يخلو قلبه من رجائه و خوفه ؛ (658)

هر كسى خدا را شناخت ؛ دلش از اميدوارى به خدا و ترس او خالى نباشد.

شرح هر كه خدا را شناخت ، دل او از خدا هراسان و به او اميدوار باشد. يا كسى كه خدا را شناخت ، تنها به خدا اميدوار و تنها از خدا مى ترسد و از هيچ كس ديگر نمى ترسد و تنها به خدا چشم اميد دارد و به غير او ابدا اميدوار نيست .(659)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

عبدالواحد آمدى در حدود يك قرن بعد از سيد رضى ، جامع نهج البلاغه ، بسيارى از كلمات قصار اميرالمؤمنين على عليه السلام را به ترتيب حروف تهجى با روش خاصى به نام غررالحكم و دررالحكم جمع آورى كرده كه اين كلمات قصار در معرفت نفس از آن جمله است :

1- اعظم الجهل جهل الانسان امر نفسه

بزرگترين نادانى ، نادانى انسان در كار نفس خودش است .

2- اعظم الحكمه معرفه الانسان نفسه

بزرگترين دانش ، خودشناسى است .

3- افضل العقل معرفه المرء بنفسه ، فمن عرف نفسه عقل و من جهلها ضل

برترين خرد، شناسايى آدمى به نفس خود است ؛ پس هر كه خود را شناخت به خود است ، و آن كه خود را نشناخت گمراه است

4- الكيس من عرف نفسه و اخلص اعماله

زيرك ، كسى است كه خود را شناخت و كارهايش را خالص گردانيد

5- العارف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها عن كل ما يبعدها

عارف كسى است كه نفس خود را شناخت و آنرا آزاد كرد و از هر چه كه دورش مى كند پاك گردانيد.

6- المعرفه بالنفس انفع المعرفتين

معرفت نفس نافع ترين دو معرفت است (معرفت آفاق و معرفت انفس ‍ - سنريهم آياتنا فى الافاق و فى انفسهم ).

7- عجبت لمن ينشد ضالته ، و قد اضل نفسه فلا يطلبها

در شگفتم از كسى كه گمشده خود را مى جويد و خودش را گم كرده و نمى جويد!

8- غايه المعرفه ان يعرف المرء نفسه

غايت معرفت اين است كه آدمى خود را بشناسد.

9- كيف يعرف غيره من يجعل نفسه ؟

كسى كه از خود آگاهى ندارد، چگونه از ديگرى آگاهى مى يابد.

10- من عرف نفسه فقد انتهى الى غايه كل معرفه و علم

آن كه خود را شناخت به نهايت هر آگاهى و دانش رسيد.

11- من عرف نفسه جاهدها و من جهل نفسه اهملها

هر كه نفس خود را شناخت با آن مجاهده مى كند، و آن كه نشناخت آنرا مهمل مى گذارد.

12- معرفه النفس انفع المعارف

خودشناسى سودمندترين شناسايى هاست .

13- نال الفوز الاكبر من ظفر بمعرفه النفس

آن كس كه به خودشناسى دست يافت به رستگارى بزرگ رسيده است .

14- من عرف نفسه عرف ربه

هر كس خود را شناخت پروردگارش را شناخت .

15- عجبت لمن يجهل نفسه كيف يعرف ربه ؟

در شگفتم از كسى كه جاهل به خود است ، چگونه مى خواهد عارف به ربش شود؟ (657)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

بنده تاكنون درباره بيوگرافى و شرح حال خودم به نظم و نثر، سخن به ميان آورده و مكرر به انحاى گوناگون ، پاره اى از زندگى ، و نحوه درس و بحث خود و همچنين اخلاق و روش تعليم و تدريس و روحانيت اساتيد بزرگوارمان را در مصاحبه ها بيان كرده ام .

حقيقت امر اين است كه بنده از شش سالگى وارد مكتب شده و بعد به دبشتان رفتن و پس از آن تاكنون به درس و بحث طلبگى اشتغال پيدا كردم ، و حالا پير مردى شده ام كه در شرف ارتحال از اين نشاه ات و به سوى ابد مى روم و بايد هم همين طور باشد، اين نظام احسن عالم است .

به تعبير امام اول ما، حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام : هر شب و روز سه طايفه و گروه در آمد و شد هستند، گروهى از اصلاب آباء به ارحام امهات ، گروهى از ارحام امهات به دامن از نشاه و گروهى از دامن اين نشاه به عالم ديگر.

و لذا ما ابد در پيش داريم و خداوند سبحان در قرآن كريم ما را به دارالسلام وعده داده و ان شاءالله ، دارالسلام در انتظار ماست .(656)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

مرحوم آقاى طباطبايى يك مقدار تبرى مى جست از بعضى از درسها و محافل و آمد و شدها و مى فرمود: مثل اين كه مردم قدر عمر خود را نمى دانند؛ عمر خيلى ارزشمند است ، خيلى گرانقدر است . همين طور آناتش مندرجا با چه سرعتى دارد مى گذرد.

جناب وصى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: همين طور كه روز و شب از شما مى گيرند، طناب عمرتان را قيچى مى كنند.؛ خوب شما هم سعى كنيد كه از روز و شب چيزى بگيريد، يك چيزى داشته باشيد. آنها كه دارند مى گيرند، شما هم از روز و شب چيزى داشته باشيد كه :

روزها رفت ، گو رو باك نيست

تو نمان اى آنكه چون تو پاك نيست (655)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

از شاه اولياء اميرالمؤمنين (ع ) سوال كردند كه : وجود چيست ؟

گفت : به غير وجود چيست ؟! (654)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

در كلام وصى عليه السلام است ، چنانكه در ديباچه كتاب بيان شد كه : الصوره الانسانيه هى اكبر حجج الله على خلقه الحديث يعنى صورت انسانى بزرگ ترين حجتهاى الهى است .(653)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين على (ع ) فرمود:

الشرف بالهمم العاليه ، لا بالرمم الباليه ؛ (651)

شرافت و فخر به همت بلند تست نه با نسب پدران مرده پوسيده .(652)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

حضرت وصى عليه السلام فرمود: انظروا من ترضع اولادكم ؛ فان الولد يشب عليه . يعنى : بنگريد كه چه كسى فرزندان شما را شير مى دهد؛ زيرا فرزند بر همان رشد مى كند.(650)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

جناب صدوق ابن بابويه رضوان الله تعالى عليه ، در باب معنى توحيد، از كتاب توحيد، روايت فرموده است : جاء رجل الى اميرالمؤمنين (ع ) فقال : يا اميرالمؤمنين انى قد حرمن الصلوه بالليل ، فقال له اميرالمؤمنين (ع ): انت رجل قد قيدتك ذنويك (648)اين شخص به اميرالمؤمنين (ع ) مى گويد: من در شب گذشته از نماز محروم شدم .

امام فرمود: گناهان تو پايبند تو شد. (649)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

آن حضرت در وصف زاهدان فرموده است :

آنان مردمى از اهل دنيايند، ولى اهل آن نيستند. در آن هستند؛ ولى از آن نيستند. و به كميل بن زياد فرمود: آنان با دنيا همراه اند؛ ولى تنها بدنهاى شان ؛ چرا كه ارواحشان متعلق به محل اعلاست . (647)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

على عليه السلام فرمود: ان للولد على الوالد حقا وان للوالد حقا، فحق الوالد على الولد، ان يطيعه فى كل شى ء الا فى معصيه الله سبحانه ، و حق الولد على الوالد ان يحسن اسمه و يحسن ادبه و يعلمه القرآن ؛

فرزند بر پدر حقى و پدر بر فرزند حقى دارد: حق پدر بر فرزند اين است كه پدر را در هر چيز جز در نافرمانى خداوند سبحان فرمان برد و حق فرزند بر پدر اين است كه نام نيكو بر وى گذارد و نيكو ادبش كند، و قرآن يادش دهد. (646)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

حضرت وصى عليه السلام فرمود: بدانكه هر كارى گياهى است ، و هر گياهى از آب بى نياز نيست و آبها گوناگونند.هر گياهى كه با آبى خوش ‍ سيراب شود، رشدش زيبا شود و ميوه اش شيرين گردد و هر گياهى كه از آبى ناخوش سيراب شود، رشدش كم و ميوه اش تلخ شود. (645)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

خداى تعالى بندگانى دارد كه از انبياء نيستند؛ ولى پيامبران به مقامات و نزديكى آنها به خداى تعالى ، غبطه مى خورند.

در مروج الذهب مسعودى آمده است : امام مجتبى عليه السلام فرمود: به خدا قسم امشب مردى (يعنى حضرت وصى ، امام اميرالمؤمنين على عليه السلام ) در بين شما قبض روح گرديد كه پيشينيان از او پيشى نگرفتند جز در فضل نبوت و آيندگان به او نخواهند رسيد.(644)

بخش نهم : سخنانى گرانسنگ و نغز از امير بيان (ع )

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

شاگرد: چرا معصومين در گفتار و كلمات خود، در موارد بسيارى ، سخن از وحشت و هراس زمان مفارقت روح از بدن و لحظات موت و حالت احتضار گفته اند و از خداوند در اين موارد، امداد طلبيده اند؟

استاد: البته گريه هاى بزرگان و خصوصا معصومين در آستانه مرگ گريه شوق است ، همچنان كه فرمودند: فزت و رب الكعبه و نيز فرموده اند كه : آنچه را در سالها به دنبالش بودم بدان رسيدم .

و رواياتى هم كه در آنها، معصومين سخن از خوف و وحشت مرگ و قبر و… گفته اند، در حقيقت تعليم ديگران بوده است .(643)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

جناب سيد الشهداء عليه السلام به برادرش فرمود: كه اگر من به لانه حيوانات پناه ببرم ، بنى اميه بر من دست پيدا مى كنند.مى داند كه او را مى كشند و جناب اميرالمؤ منين عليه السلام مى دانست او را شهيد مى كنند، من عالم مى دانم كه من را مى كشند، حالا كه مى داند خوب چرا توى خانه ؟ چرا توى دهليز؟ چرا توى يك بيابانى بى اطلاع ؟ خوب ، حالا كه مرا مى كشند، طورى كشته و شهيد شوم كه خون من هدر نرود، مظلوميت من بر ملا بشود، آنها كه بالاخره على عليه السلام را مى كشتند، لذا مى رود به مسجد. اگر مسجد هم مى رفت آن شب او را مى كشتند، به يك وجه ديگر. چه بهتر كه حقانيتشان را بر مردم معلوم كنند، در مسجد سر نماز (مسجد ماءمن مردم است ) كه قساوت و شقاوت را خوب برساند.

اين را اختيار كرده ، اين مسير را برگزيده است ، نبايد گفت : چرا على اميرالمؤمنين عليه السلام تن به تهلكه داده ؟ چرا؟ قرآن كه مى فرمايد: لا بلقوا بايدكم الى التهلكه (641)

ايشان بالاتر از اين حرفها است . امام اختيار مى كند آن طريق شهادت را كه حقانيتش پياده بشود و بر ملا بشود. فرمايش آقاى قزوينى با سخن جناب آقاى شعرانى هر دو يكى است كه فرمود: ائمه تقيه نمى كردند؛ چون عالم بودند به وقت و كيفيت وفات خود، بله امر به تقيه مى نمودند.(642)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

حجت كبراى حق ولى الله اعظم ، امام اول است كه در اوان ارتحال فرموده است : والله ما فجانى من الموت وارد كرهته ، و لا ظالع انكرته و ما كتب الا كقارب ورد و طالب وجد و ما عند الله خير للابرار ؛ سوگند به خدا از اجانب مرگ فرود آمده اى ناگهانى كه آن را ناخوش بدارم ، و ظهور كننده اى كه آنرا زشت بشمارم ، به من روى ننمود. من در اشتياق به مرگ چنانم كه خواهنده آبى به آب فرود آيد، و جوينده اى كه خواسته خود را بيابد و آنچه در نزد خدا است ، براى نيكوكاران بهتر است .

مرگ اگر مرد است گو نزد من آى

تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ

من از او عمرى ستانم جاودان

او زمن دلقى ستاند رنگ رنگ (640)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

در نهج البلاغه و در بسيارى از جوامع و مصادر روايى فرقين در ذيل وصيت حضرت امام على عليه السلام به فرزندانش امام حسن و امام حسين عليه السلام پس از ضربت خوردنش از اين ملجم آمده است كه : الا لايقتلن بى الا قاتلى . انظروا اذا انا مت من ضربته هذه فاضربوه ضربه . و لا بمثل بالرجل فانى سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول : اياكم والمصله و لو كان بالكلب العقور ؛ (638)آگاه باشيد كه به كشته شدن من نبايد كسى - جز كشنده من - كشته شود. پس بزنيد او را (قاتل مرا) يك بار زدنى در ازاى يك بار زدنش (يك ضربت شمشير در مقابل يك ضربت شمشير) . و آن مرد (يعنى اين ملجم ) نبايد مثله بشود؛ زيرا كه از رسول الله صلى الله عليه وآله شنيدم كه فرمود: از مثله حذر كنيد، اگر چه به سگ گزنده باشد.

ابن ابى الحديد در پايان شرح همين وصيت از رسول الله صلى الله عليه وآله روايت نقل كرده است كه فرمود: لا مثله حرام (639)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

امام همام و شجاع قمقام امير المؤمنين عليه السلام فرمود: والله لابن ابى طالب انس بامؤن من الطفل بثدى امه و به همين خاطر در هنگام شهادت فرمود: فزت و رب الكعبه . و ابى فارض - قدس سره - به وى تاءسى كرد در آنجايى از تائيه خود كه گفت :

و انى الى التهديد بالموت راكن

و من هوله اركان غيرى هدت

من به تهديد به مرگ ميل دارم و از ترس وى اركان ديگران مى لرزد (نه من ).(636)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

الا انه ليس لانفسكم ثمن الا الجنه فلا تبيعوها الا بها ؛

الا اى مردم ! محققا بدانيد كه قيمت نفوس شما جر بهشت بهشت رضوان و بهشت لقاى خدا و بهشت شهود چيزى نخواهد بود پس قيمت خود را بدانيد و جز به بهشت برين نفروشيد.

يعنى جان را به قيمت ارزن كه متاع پست فانى دنياى دو روزه است نفروشيد كه ارزان فروخته ايد .(635)

بخش هشتم : شهادت

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

لا تدك ما تريد (من - ظ) الاخره الا بترك ما تشتهى من الدنيا ؛

هرگز به آن چه در عالم آخرت مى خواهى نمى رسى الا به ترك شهوت عالم دنيا.

شرح

عالم دنيا، سراى بدن حيوانى و آخرت ، منزل جان قدسى است و دنيا؛ يعنى جهان پست و بى ثبات و آخرت عالم بلند رتبه باقى و دايم و آن دو مقابل يكديگرند و شرط وصول انسان به نعمتهاى ابدى و لذات حقيقى عالم آخرت آن است كه از سر شهوات حرام دنيا بگذرد؛ بلكه در حلال آن هم تا بتواند خوددارى كند كه فرمود:

حلاوه الدنيا توجب مراره الاخره ؛ شيرينى لذات دنيا موجب تلخى عالم آخرت است .

كس به مقامات عالى آخرت و درجات منيع بهشتى نرسد جز با ترك حظوظ نفسانى و شهوات هاى حيوانى در عالم دنيا. و در كلمه ديگر فرمود: افضل الطاعات هجر اللذات ؛ نيكوترين طاعت ها، دورى از لذات دنياست .(634)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

خير من صحبت من ولهك بالاخرى ، وزهدك فى الدنيا، و اعانك على الطاعه ؛ (632)

بهترين كسى كه با او مصاحبت و رفاقت مى كنى آن كس كه تو را مشتاق آخرت و متنفر از دنيا گرداند.

شرح

رفيق حقيقى و هم صحبت گرامى آن است كه به روح انسان كه از عالم بقاست مساعدت كند و به علم معرفت انسان بيافزايد و گرد و زنگار دنيا را كه منشاء هر خطا و شقاوت است و باطبع همه مردم عارى مشتاق آن اند از دل پاك كند و اشتياق و عشق عالم آخرت را كه اغلب مردم از آن تا دم مرگ غافل اند در آينه دل منعكس گرداند، چنان كس به حقيقت رفيق انسان است ، اين گونه رفيق است كه فرمود: الرفيق ، ثم الطريق

حافظ فرمايد:

دريغ و درد كه تا اين زمان ندانستم

كه كيمياى سعادت رفيق بود رفيق (633)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

لا تبيعوا الاخره بالدنيا و لاتستبدلوا البقاء بالفناء ؛ (630)

عالم آخرت را به دنيا نفروشيد و سراى بقا را به دار فنا مبدل نكنيد.

شرح

هر كه زايد بر شرورت و از مقدار حاجت آن هم از طريق حلال مال دنيا را جمع آرد و از راه حرام تحصيل مال و جاه كند و با حرص و آز و طمع و با هر جنايت و خيانت و كار ناشايست در طلب مال و مقام بر آيد در حقيقت آخرت را فروخته تا به دنيا رسيده است و هالم بقا و سراى ابدى بهشت و لذات بى پايان آخرت را از جهل و سفاهت به خانه چند روزه دنيا تبديل كرده است .(631)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

طوبى للزاهدين فى الدنيا الراغبين فى الاخره ؛ (627)

خوشا بر حال زاهدان در دنيا و راغبان و مشتاقان به عالم آخرت .

شرح

يعنى سعادتمند و سرافراز ابد كسى است كه عالم دنيا را شناخت و لذات زايل و ناقابل او را از نظر انداخت و پرده موهومات و خيالات عامل پست مادى را بردريد تا حجاب توجهش به عالم اعلاى آخرت نگرديد و به حكم فطرت روح كه از عالم امر و نشاه تجرد است و وطنش آنجاست كه قل الروح من امر ربى (628)

دائم به دل مشتاق وطن اصلى خويش است و ذكر و فكرش در جهان مافوق طبيعت مشغول است .

حضرت فرمود: خوشا به حال چنين نفس قدسى كه با زهد و تقوى حقيقى مشتاق جهان جاودانى و عاشق بهشت لقاى الهى است .(629)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود: من كان الاخره همه ، كفاه الله همه من الدنيا، و من اصلح شريته اصلح الله علانيته ، و من اصلح فيما بينه و بين الله اصلح الله ما بينه و بين الناس ؛

هر كه همت و توجهش به كار آخرت باشد، خدا كفايت مهمات دنياى او را خواهد كرد و هر كس باطن خود را اصلاح كند، خدا ظاهرش را بين خلق نيك و صالح كى گرداند تا همه او را به نيكويى ياد كنند و زبان به ذكر خيرش ‍ گشايند.(626)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

حضرت امام على عليه السلام فرمود: فمن اقرب الى الجنه من عامل الجنه ؟ و نيز و من اقرب الى النار من عامل النار؟ پس هر كس كارهاى نيك كرد پس او سازنده بهشت و هر كس بدى ها را مرتكب شد، او سازنده جهنم اين ، و نفرمود: فمن اقرب الى الجنه ممن عمل ما بجره الى الجنه او من اقرب الى النار ممن الى النار ممن عمل ما يدخله النار ؛ چه كسى به بهشت نرديك تر از آن كس كه كارى مى كند كه به بهشت بكشاند و يا چه كسى نزديك تر به نار است از كسى كه آن كارى بكند كه آن كار او را داخل جهنم نمايد.

و نظاير اين عبارات ، پس هر كس كارهاى حسنه كند، عامل جنت خويش ‍ است و هر كس كارهاى بد كند، سازنده دوزخ خويش است ، پس با بصيرت باش ! (625)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

از حضرت وصى اميرالمؤمنين على عليه السلام نقل شده كه فرمود: ان الدنيا فى الاخره والاخره محيطه بالدنيا و سر سخن آن حضرت بيان شد كه : جنت در آسمان و نار در زمين ، به چه معناست ، بر شما پوشيده نيست كه محل اوساف اجسام مادى است و آخرت از زمان و مكان منعالى و برتر مى باشد؛ زيرا آخرت كامل بوده و از جنس دنيا نيست تا لوازم موجودات دنيوى مثل زمان و مكان و غير آنها بر آن متفرع شود، و اما در مكان مثالى يعنى صورت مكان مضايقه اى نداريم ، بلكه لازم است .(624)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

حضرت وصى ، امام على عليه السلام فرمود: بدانكه درجات بهشت بر تعداد آيات قرآن است پس روز قيامت به قارى قرآن گفته مى شود: بخوان و بالا برو .و آيات قرآنى داراى بطون بى شمارند.(623)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

انسان در عرفات عملى به جايى مى رسد كه چشم برزخيش باز مى شود، يعنى انسانها را مطابق سريره و ملكات آنها مشاهده مى كند، مثلا حشر ما در قيامت براى انسانهاى معمولى از مسائل ماوراى طبيعت به شمار مى آيد، ولى براى اهلش ، الان قيامتشان قيام كرده است ، براى مردان بزرگ و اولياى حق قيامت در اين دنيا قيام كرده است .

همين طور پله به پله بالا برويد تا مى رسيد به امام عادفين و متقين ، امام موحدين ، حضرت وصى ، جناب اميرالمؤمنين على عليه السلام كه مى فرمايد: لو كشف الغطاء، لما ازددت يقينا .(621)دنيا و آخرت به آن صورتى كه بر ما حجاب است براى آن حضرت حجاب نيست .(622)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

وجود مقدس اميرالمؤمنين عليه السلام در وصيت به فرزند بزرگوارش ‍ محمد فرمود: بدان كه درجات بهشت به تعداد آيات قرآن است ، در روز قيامت به قارى قرآن گفته مى شود: قرآن بخوان و بالا برو. (620)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

در كافى از اميرالمؤمنين روايت شده كه :

مؤمن پس از ارتحال از اين نشاه قرين خود را به بهترين منظر و بوى و لباس ‍ خوش مى بيند كه او را به روح و ريحان و جنت نعيم بشارت مى دهد. مؤمن او او مى پرسد كه : تو كيستى ؟

در جواب مى گويد: انا عملك الصالح . (619)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود:

طوبى لمن ذكر المعاد فاستكثر من الزاد ؛

خوشا بر حال آن كس كه به ياد معاد و عالم آخرت باشد و زاد و توشه بر اين سفر دراز بسيار بردارد.(618)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود: يستدل على اليقين بقصر الامل و اخلاص العمل و الزهد فى الدنيا ؛ استدلال مى شود بر مقام يقين شخص به خدا و به عالم آخرت به اين كه آمال و آرزوى دور و دراز در دنيا نداشته و عملش خالص براى رضاى خدا باشد و از دنيا و امور دنيوى زهد و اعراض كند.

شرح

حضرت اين جا علائم اهل يقين به خدا و عالم آخرت را سه چيز فرمود: يكى نداشتن آرزوها و خيالات باطل دنيوى از مال و جاه و اعتبار، و يكى خلوص عمل ؛ يعنى همه كارش براى رضاى خدا و خالص لوجه الله باشد انما نطعمكم لوجه الله (616)

زيرا عملى كه خالص براى خدا نباشد در آن مرض قلب و غرض دنيوى است و آن دليل عدم يقين به خداست و سوم زهد، يعنى بى رغبتى به لذات و شهوات و مقامات دنيوى زايد بر ضرورت و اين سه صفت بهترين دليل يقين به خدا و قيامت و واضح ترين برهان بر درجه استيقان اهل ايمان است و لازمه اين اوصاف مقام كشف و شهود عالم برزخ و ديدن جهان ارواح است ، چنان كه زيد خدمت رسول اكرم صلى الله عليه وآله رسيد، حضرت فرمود: كيف اصبحت يا زيد؟ فقال : اصبحت مؤمنا حقه ؛ در چه حالى ؟ عرض كرد: در ايمان به مقام يقين و به درجه شهود رسيده ام .حضرت فرمود: علامت و دليل اين دعوى چيست ؟

عرض كرد: آن است كه زهد و اعراض از لذات و نعمتهاى دنيا دارم و شب به قيام نماز و عبادت و روز به روز و فكر و ذكر مى گذارانم . حضرت فرمود: خوشا بر حال تو. (617)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود:

من سر مسلما سره الله يوم القيامه ؛

هر كس دل مسلمانى را به چيزى شاد كند، خدا در قيامت او را شاد مى گرداند.(615)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

حديث اميرالمؤمنين عليه السلام با حارث همدانى كه حديث سوم مجلس ‍ اول امالى جناب شيخ مفيد است كه امير عليه السلام به حارث (رضوان الله عليه ) گويد:

وابشرك يا حارث ! لتعرفنى عند الممات و عند الصراط و عند الحوض ‍ و عند المقاسمه الحديث .(614)

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 شهریور 1395


فرم در حال بارگذاری ...

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 167

خرداد 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
این وبلاگ بمنظور معرفی شاخه ای از ابعاد وجودی امام حسن مجتبی (ع) به فعالیت مشغول شده است.
آمار
  • امروز: 1
  • دیروز: 8
  • 7 روز قبل: 53
  • 1 ماه قبل: 444
  • کل بازدیدها: 2153053
رتبه
  • رتبه کشوری دیروز: 49
  • رتبه مدرسه دیروز: 3
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 101
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 4
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 142
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 5