حُسنِ حَسَن
خادم امام حسن مجتبی (ع)
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
خرداد 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  



این وبلاگ بمنظور معرفی شاخه ای از ابعاد وجودی امام حسن مجتبی (ع) به فعالیت مشغول شده است.




آمار

  • امروز: 22
  • دیروز: 3
  • 7 روز قبل: 63
  • 1 ماه قبل: 498
  • کل بازدیدها: 2167813





  • رتبه

  • رتبه کل دیروز: 118
  • رتبه مدرسه دیروز: 6
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 277
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 7
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 38
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2






  • کاربران آنلاین

  • امام خمینی خوزستان
  • محمدی
  • حدیث عشق
  • pcblog
  • گل نرگس
  • پرهون
  • قتیل العبرات
  • نرجس خاتون محمدي
  • مدرسه علمیه ریحانه الرسول شلمزار
  • معصومه حكمي شلمزاري
  • سعید رضایی
  • پاییز
  • نرگس تابش
  • پیشوای مسیح
  • فاطمه شریعتی
  • فاطمه کیانی
  • نسرین آخوندی


  •   تدابير امام خميني (ره) در دفاع مقدس: نقش امام خميني (ره) در تربيت نسل عاشق شهادت   ...

    نقش امام خميني (ره) در تربيت نسل عاشق شهادت 

     

    از هستي خويشتن گذر بايد كرد        زين ديو لعين صرف‌نظر بايد كرد
    گـر طـالب ديـدار رخ محبـوبـي        از منـزل بيگانه سفـر بايـد كـرد

    شهادت هنر مردان خدا و راز سربه مهري است ميان عاشق و معشوق. رخشان چراغي است در امتداد نگاه افلاكيان خاكي؛ همانان كه راه صدساله را يك شبه پيمودند و از بقعه‌ي فنا به خطه‌ي بقا خراميدند؛ همانان كه عرش را بهتر از فرش و سفر را بهتر از حضر يافتند و در گرگ و ميش صبح كه نواي جرس، عاشقان حرم را صلا مي‌زد، خواب نوشين بامدادي را از ديدگان ربوده و با دوگانه‌ي عشق به ديدار يار شتافتند؛ همانان كه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزي مي‌خورند: «ولاتحسبنّ الذين قتلوا في سبيل‌الله امواتاً بل احياءٌ عند ربّهم يرزقون»
    آري شهادت هنر مردان خداست، هنري كه رويكرد عاشقانه و از سر آگاهي نسل آينده‌ساز ايران سده‌ي چهاردهم هجري بدان، طرحي نو در انداخت و نه تنها موجبات سرنگوني حكومت مستبد پهلوي و استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي را فراهم آورد، بلكه هجمه‌ي نظامي همه جانبه‌ي مخالفان حاكميت اسلام ناب محمدي(ص) را نيز كه در قالب تجاوز رژيم بعث عراق به ايران اسلامي رخ نمود، ناكام گذاشت.
    اين رويكرد شكوهمند كه به فضل خدا و در سايه‌سار زعامت و رهبري بنيانگذار جمهوري اسلامي، حضرت امام خميني (ره) شكل گرفت، اين سؤال را به اذهان متبادر مي‌نمايد كه آن بزرگمرد چگونه توانست عشق‌ورزي و دلدادگي به شهادت في سبيل‌الله را به ملت خويش بياموزد؟ يا به تعبير ديگر، نقش امام (ره) در تربيت نسل عاشق شهادت چه بوده است؟
    در مقام پاسخگويي بدين پرسش اساسي، اگر سيره‌ي نظري و عملي امام راحل را در نظر بگيريم در مي‌يابيم كه نقش ايشان در تحقق تربيت مورد بحث به دليل بهره‌مندي ايشان از موارد ذيل برجسته و ممتاز است:

        الف- برعهده داشتن رهبري خردمندانه انقلاب اسلامي
    در روزگاري كه آسمان شب زده‌ي ايران تيره‌تر از آن مي‌نمود كه رواق منظر خستگان از صولت شب، ميزبان اميدواري به درخشيدن كوكبي هدايتگر باشد، به ناگاه خورشيد وجود روح خدا طلوع نمود و بذر اميد در قلوب جويندگان دينمداري، استقلال و آزادي ايران طاغوت زده جاي گرفت.
    سلسه جنبان انقلاب اسلامي در شرايطي كه انديشه‌ي زوال نظام ستم شاهي به ذهن كسي خطور نمي‌كرد، به صراحت علت العلل مشكلات عديده و ديرپاي ملت ايران را حاكميت رژيم طاغوت دانستند و ضمن كشيدن قلم رد بر انديشه‌ي جدايي دين از سياست، انديشه‌ي متعالي ولايت فقيه و تأسيس حكومت مردم سالار ديني را در امتداد نگاه‌ها قرار دادند.
    با فراهم آمدن زمينه‌ي مبارزه با حكومت اسلام ستيز پهلوي، فرهنگ شهادت ديگربار مجال زنده شدن يافت و عرصه را بر دشمنان دين و ملت تنگ ساخت.
    اين امر كه به خوبي مؤيد ريشه‌دار بودن و مواجه شدن انقلاب اسلامي با اقبال عمومي بود، هر روز ابعاد گسترده‌تري پيدا كرد تا آنجا كه افق روشن پيروزي رخ نمود.
    بدين ترتيب، رهبر كبير انقلاب اسلامي با اقتدا به سالار شهيدان فرهنگ شهادت في سبيل‌الله را احيا فرمود و عملاً در راه تربيت نسلي عاشق و عارف به شهادت گام برداشت.
    آري آن پيشواي بزرگ خاطر شريف ملت مسلمان ايران را بدين حقيقت مهم جلب فرمود كه پيروزي انقلاب اسلامي و حاكميت دين خدا در گرو شهادت طلبي است:
    «طبع يك انقلاب فداكاري است. لازمه‌ي يك انقلاب شهادت و مهيا بودن براي شهادت است. قرباني شدن و قرباني دادن در راه انقلاب و پيروزي آن اجتناب ناپذير است به ويژه انقلابي كه براي خداست و براي دين اوست، براي نجات مستضعفان است و براي قطع اميد جهانخواران و مستكبران … قرباني براي يك انقلاب بزرگ نشانه‌ي يك پيروزي و نزديك شدن به هدف است…»

        ب- شهادت طلبي
    رهبر كبير انقلاب اسلامي كه فرهنگ عاشورايي شهادت طلبي را به عنوان سنتي از سنن مذهبي فراموش شده احيا فرمود، خود فرزند شهيدي سرافراز بود و با اقتدا به اجداد طاهرينش به شهادت در راه خدا عشق مي‌ورزيد؛ چنان كه بارها شخصاً تا سرحد شهادت پيش رفت اما چون اراده‌ي الهي بر تأسيس حكومت اسلامي به دست تواناي ايشان تعلق گرفته بود، وجود به سلامت ماند.
    دلدادگي آن پيشواي بزرگ به شهادت در مواضع و مواقع متعدد از جمله زمان شهادت آقازاده‌ي مجتهد و مجاهدش، يعني آيت‌الله مصطفي خميني (ره) نمايان است؛ چنان كه مي‌بينيم، حضرتش در مواجهه با آن حادثه‌ي جانگداز حقيقتاً صبر جميل پيشه نموده، آن را از الطاف خفيه‌ي الهي برمي‌شمرد، و درست به همين دليل است كه مي‌بينيم در روز شهادت حاج آقا مصطفي نيز نماز جماعت و تدريس امام (ره) تعطيل نمي‌شود:
    «ظهر روزي كه شهيد مصطفي خميني فرزند گرانقدر امام (ره) به شهادت رسيده بود، منزل امام پر بود از كساني كه از دور و نزديك براي عرض تسليت به محضر ايشان آمده بودند.
    اذان ظهر كه شد، امام برخاست، وضو گرفت و به مسجد رفت. غافلگير شده بودم. فكر نمي‌كردم امام آن روز براي نماز به مسجد برود. فوراً يك نفر را فرستادم كه خادم مسجد را از رفتن امام باخبر كند اما گويا خادم مسجد در آنجا نبود و آن شخص سريع سجاده‌اي را از همسايه‌ها براي امام فراهم مي‌كند. مردم شهر نجف وقتي فهميدند امام به مسجد آمده، گروه گروه براي عرض تسليت به مسجد وارد شدند. مردم وقتي امام را مي‌ديدند كه به صلابت كوه ايستاده و گريه نمي‌كند، به شدت تحت تأثير قرار گرفته بودند و گريه مي‌كردند. امام با آرامش و وقار تمام نماز ظهر و عصر را خواند و پس از نماز در مسجد روضه‌خواني شروع شد.»
    حضرت امام اصولاً تمامي شهدا را فرزند خويش مي‌دانست؛ چنان كه فرمود: «خدا شاهد است مصطفاي من تنها آن نبود كه سالش نزديك است بلكه همه‌ي به خاك و خون كشيده‌هاي حادثه‌ي شوال (17 شهريور 1357 مطابق با 4 شوال 98) مصطفاهاي من بوده‌اند. من اين استقامت را و اين فيض شهادت را كه خداوند متعال نصيب فرزندانم فرمود، به پدران و مادران و همه‌ي بستگانشان تبريك مي‌گويم.»
    عنايت به روحيه‌ي والاي شهادت طلبي امام خميني (ره) كه اشاره‌اي هر چند مختصر بدان شد، ما را در زمينه‌ي درك نقش حضرتش در تربيت نسل عاشق شهادت ياري مي‌كند؛ به اين معني كه درمي‌يابيم مردم درس شهادت طلبي را پيش از آن كه از گفتار امام (ره) بياموزند، از كردارش آموختند. آري ملتي شهادت طلب است كه رهبراني شهادت طلب داشته باشد.

        ج- تبيين حقيقت شهادت
     شهادت مفهومي است متعالي كه تمامي جوامع به ديده‌ي احترام بدان مي‌نگرند و آن عبارتست از بذل جان در راه هدفي كه ممكن است مادي، معنوي يا آميزه‌اي از هر دو باشد.
    در اين ميان، دين مبين اسلام بالاترين اهميت و ارزش را براي شهادت كه همانا عبارت از بذل جان در راه خدا مي‌باشد، قائل شده است؛ چنان كه در روايت مي‌خوانيم شهيد اول فردي است كه پاي در بهشت مي‌نهد  و يا اين كه براي انسان در پيشگاه خداوند مقامي است كه جز با شهادت به دست نمي‌آيد.
    با توجه به آنچه كه ذكر آن رفت، مي‌توان بدين حقيقت مسلم اشاره نمود كه شهادت زيباست و اگر اين زيبايي به آدمي نمايانده شود و حقيقت آن تبيين گردد و راهواري آن در سير الي الله مدنظر آيد، او را شيفته و دلداده‌ي خويش مي‌نمايد؛ چرا كه وي فطرتاً دوستدار زيبايي است.
    اين درست همان تدبير حكيمانه‌اي است كه امام راحل (ره) با اتخاذ آن نسلي شيفته‌ي شهادت را براي حفظ عزت و شرف اسلام و پاسداشت ارزش‌هاي انساني تربيت فرمود. چنان‌كه مي‌بينيم، سيره‌ي نظري و عملي حضرتش مشحون از گفتارها و كردارهايي است نورآفرين و مبين حقيقت والاي شهادت و بذل جان در راه رضاي حضرت دوست جلّت عظمته:
    - «شهيد نظر مي‌كند به وجه‌الله.»
    - «شهادت هنر مردان خداست.»
    - «شهادت ارثي است كه از انبيا به ما رسيده است.»
    - «خون شهيدان براي ابد درس مقاومت به جهانيان داده است و خدا مي‌داند كه راه و رسم شهادت كورشدني نيست و اين ملت‌ها و آيندگان هستند كه به راه شهيدان اقتدا خواهند نمود.»
    - «همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود.»
    - «ما براي درك كامل ارزش و راه شهيدانمان فاصله‌ي طولاني را بايد بپيماييم و درگذر زمان و تاريخ و آيندگان آن را جستجو نماييم.»
    - «سلام بر حماسه سازان هميشه جاويد روحانيت كه رساله‌ي علميه و عمليه‌ي خود را به دم شهادت و مركب خون نوشته‌اند و بر منبر وعظ و خطابه‌ي ناس، از شمع حياتشان گوهر شب چراغ ساخته‌اند. افتخار و آفرين بر شهداي حوزه و روحانيت كه در هنگامه نبرد رشته‌ي تعلقات درس و بحث و مدرسه را بريدند و عقال تمنيّات دنيا را از پاي حقيقت علم برگرفتند و سبكبالان به مهماني عرشيان رفتند و در جمع ملكوتيان شعر حضور سروده‌اند… آنان كه حلقه‌ي ذكر عارفان و دعاي سحر مناجاتيان حوزه‌ها و روحانيت را درك كرده‌اند در خلسه‌ي حضورشان آرزويي جز شهادت نديده‌اند.»
    - «خدمت به شهيد، خدمت به نبي اكرم (ص) است.»


        د- ايستادگي در برابر فرآيند شوم اسلام ستيزي
     در شرايطي كه برخورد انفعالي حكومت‌هاي اسلامي با توطئه‌هاي اسلام ستيزان مي‌رفت تا از يك سو عرصه را براي تهاجم گسترده‌تر آنان فراهم آورد و از ديگر سو نيز بر عمق يأس، نوميدي و سرخوردگي توده‌هاي دينمدار امت اسلامي بيش از پيش بيفزايد، انگيزه و اراده‌ي به سستي گراييده‌ي مسلمانان، رهبران مذهبي و حتي دولتمردان ممالك اسلامي در جهت ايستادگي در برابر فرآيند شوم و هزارتوي اسلام ستيزي با حضور عاشورايي حضرت امام خميني در عرصه‌ي مبارزه جاني تازه يافت.
    امام امت با طرد موانع تاريخي و استعماري موجود بر سر راه همگرايي مذاهب اسلامي، زمينه‌ي تشكيل جبهه‌ي متحد اسلامي در برابر اسلام ستيزان را فراهم آورد و با بيان اين مطلب كه مي‌بايست به تكاليف الهي عمل نمود، فارغ از اين كه به پيروزي منتهي مي‌شود يا خير، طرحي نو در عرصه‌ي مبارزاتي امت اسلامي درافكند:
    «خدا به ما تكليف كرده است كه با اين مخالفين اسلام و مخالفين ملت اسلام مبارزه كنيم يا پيش مي‌بريم يا نمي‌بريم. اگر پيش برديم كه الحمدالله، هم ما به تكليفمان عمل كرده‌ايم و هم پيش برديم و اگر هم نبرديم و كشته شديم، به تكليفمان عمل كرديم. ما چرا بترسيم، ما شكست نداريم، شكست براي ما نيست براي اينكه از دو حال خارج نيست يا پيش مي‌بريم كه پيروز هم شديم يا پيش نمي‌بريم كه پيش خدا آبرومنديم. اولياي خدا هم شكست مي‌خورند… اما به حسب واقع پيروز شدند آنها. شكست ظاهري و پيروزي واقعي بود، اگر ماها هم كه براي خدا مي‌خواهيم كار كنيم، شكست هم بخوريم، تكليف را عمل كرديم و به حسب واقع هم پيروزي با ما خواهد شد.»
    ناگفته پيداست كه تأثير توفيق الهي حضرت امام (ره) در جلب عنايت توده‌هاي مسلمان به حقيقت مزبور (عمل به تكليف، فارغ از نتيجه‌ي آن) در تربيت نسلي عاشق شهادت بسيار حائز اهميت است.
    ذكر اين نكته هم ضروري است كه شجاعت و هوشمندي حضرت امام (ره) در برخورد با توطئه‌هاي گوناگون جبهه‌ي كفر علاوه بر خنثي‌سازي وسايس شيطاني اسلام ستيزان، موجبات تربيت نسل عاشق جانفشاني در راه حضرت دوست را نيز بيش از پيش فراهم آورد. در اين زمينه، مي‌توان به تعيين روز جهاني قدس، هفته‌ي وحدت، احياي مراسم ابراهيمي برائت از مشركين، ارسال نامه هدايتگر به رهبر اتحاد شوروي سابق، صدور حكم تاريخي عليه نويسنده‌ي مرتد كتاب موهن آيات شيطاني و … اشاره نمود  جهت حسن ختام اين بخش، متن فتواي الهيِ عزت آفرين، دشمن شكن و شجاعانه‌ي آن حضرت عليه نويسنده و جريان شوم آيات شيطاني از نظر مي‌گذرد، فتوايي كه احياي فزاينده‌ي فرهنگ شهادت خواهي در گستره‌ي جهاني از جمله‌ي بركات عديده‌ي آن مي‌باشد:
    «بسمه تعالي، انا لله و انا اليه راجعون، به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مي‌رسانم مؤلف كتاب آيات شيطاني كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن محكوم به اعدام مي‌باشند. از مسلمانان غيور مي‌خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعاً آنان را اعدام نمايند تا ديگر كسي جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود، شهيد است انشاءالله. ضمناً اگر كسي دسترسي به مؤلف كتاب دارد ولي خود قدرت اعدام آن را ندارد، او را به مردم معرفي نمايد تا به جزاي اعمالش برسد. والسلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته. روح‌الله الموسوي الخميني»

        هـ- توجه به جوانان
    امام جوانان را بسيار خوب مي‌شناخت و در تربيت اسلامي و تكريم و بزرگداشت ايشان از هيچ كوششي فروگذار نفرمود چنان كه ارتباط مستمر آن حضرت با نسل جوان كه يكي از مشخصه‌هاي اصلي نهضت اسلامي حضرتش تلقي مي‌شود، خيلي زود مؤثر واقع شد و نسلي را كه در سايه‌سار شوم حاكميت نظام ستم شاهي رشد كرده بود و در معرض ابتلا به انواع معاصي و مناهي كه طاغوت فراهم آورده بود قرار داشت، ميدان‌دار مبارزه جهت حاكميت نظام حقه‌ي جمهوري اسلامي ساخت.
    آري كلام برآمده از دل نافذ و ملكوتي امام خميني كه بيشترين تأثير را بر نسل جوان بر جاي گذاشت، قلوب مستعد و تشنه‌ي باران معرفت ايشان را سيراب ساخت. به آنان شخصيت داد و ايشان را عهده‌دار مسؤوليت خطير ايجاد و پاسداشت حكومت صلحا و نيكان ساخت.
    در اين ميان، جوانان نيز كه پي به صداقت، اخلاص، خداخواهي، شجاعت، نوانديشي، عظمت، تواضع و محبت پدرانه‌ي رهبر عاليقدر نهضت اسلامي برده بودند، سخنان روشنگرانه‌اش را به گوش جان شنيدند و در راه اجراي فرامين حضرتش سرازپاي نشناختند؛ چنان كه ديديم انقلاب اسلامي با مشاركت جدي نسل جوان به پيروزي دست يافت؛ همان طور كه دفاع مقدس هشت ساله نيز با حضور نسل عاشق شهادت و تربيت شده در دامان پرمهر ولايت توفيق الهي را رفيق راه اين ملت خداجو ساخت و كار تا آنجا پيش رفت كه جوانان از حضرتش مي‌خواستند تا براي شهيد شدنشان دعا فرمايد.
    آري امام در روزگار يأس و نوميدي انقلابيون، دبستاني‌ها را اميد خويش خواند و با ژرف انديشي و بصيرتي كه فقط در مردان الهي متبلور است، به تربيت ديني ايشان همت گماشت و ديري نگذشت كه اين نسل نوخاسته و لايق در سايه‌سار بندگي خدا و متابعت از فرامين جانشين ولي‌الله الاعظم (ارواحنا فداه) به آن درجه از سرفرازي دست يافت كه مقتدايشان آن كودك سيزده ساله‌ي حماسه آفرين را كه نارنجك به كمر خويش بست و شربت شهادت را با افكندن پيكر نحيف خود به زير تانك دشمن سركشيد، رهبر خود خواند و خطاب به آنها و همه‌ي عاشقان شهادت فرمود: «به چهر‌ه‌ي ملكوتي شما غبطه مي‌خورم.»
    خلاصه‌ي كلام اين كه امام (ره) جوانان را باور داشت و با برخورد صادقانه و برآمده از حقيقت اسلام آنها را دلداده‌ي دين و ارزش‌هاي متعالي آن نظير شهادت خواهي فرمود. درود خدا بر او و تمامي كساني كه با رهرويي او به فيض عظماي شهادت دست يافتند.
    نقش امام خميني (ره) در تربيت نسل عاشق شهادت بسيار عظيم است، به عظمت خود شهادت و بذل جان در راه خداي تعالي كه ژرفا و كنه آن دست نيافتني مي‌نمايد.
     آن حضرت به واسطه‌ي برعهده داشتن رهبري حكيمانه‌ي انقلاب اسلامي، بهره‌مندي از روحيه‌ي والاي شهادت طلبي، اهتمام به امر تبيين حقيقت والاي شهادت، ايستادگي در برابر فرايند شوم اسلام ستيزي و توجه ويژه به جوانان طرحي نو درانداخت و توفيق الهي تربيت نسلي دلداده‌ي جانفشاني در راه خدا را به نيكوترين شكل ممكن نصيب خود ساخت.
    البته، ابعاد مترتب بر نقش تاريخي امام راحل در زمينه‌ي مورد بحث به موارد مطروحه محدود نمي‌شود و گستردگي خاص خود را دارد كه پرداختن به آنها نگارش كتابي مستقل را مي‌طلبد؛ اميد آن كه اين مهم محقق شود. ان شاءالله.
     

    منابع و مآخذ
        -    قرآن كريم
        1-    آيين انقلاب اسلامي، مؤسسه‌ي تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، تهران: 1374
        2-    بحارالانوار، علامه‌ي مجلسي، ج110، مؤسسه‌ي الوفاء، بيروت: 1403 ق
        3-    سرّ دلبران، كنگره‌ي شهيد زين‌الدين، نشر روح، قم: 1373
        4-    صحيفه‌ي نور، مجموعه‌ي رهنمودهاي امام خميني (ره)، ج22، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، تهران: 69 تا 74
        5-    فاجعه‌ي دهم رمضان، يادواره‌ي سومين شهيد محراب آيت‌‌الله صدوقي (ره)، انتشارات سپاه، تهران: 1362
        6-    تفسير نورالثقلين، عبدعلي بن جمعه العروسي الحويزي، ج5، مطبوعاتي اسماعيليان، قم

    منبع: سايت جامع دفاع مقدس، بيژن شهرامي

    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-03-15] [ 11:53:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      موجیم که آسودگی ما عدم ماست   ...

    موجیم که آسودگی ما عدم ماست این پرسش همواره در ذهن طلاب جوان وجود داشته است که چگونه میتوان طلبه ای موفق بود تا حجم سترگ مجاهدت علمی و عملی که بر دوش دارند به بهترین نحو به مقصد برسانند.در این نوشتار سعی شده است جواب این پرسش در قالب بیست نکته به سرمایه های حوزه که همانا طلاب جوان میباشند ارائه شود : 1.در دوران طلبگی وبه ویژه از همان آغاز ، ده روش زیر را حتماً بیاموزیم وآنها رابه کار گیریم : یک. روش مطالعه وتند خوانی ؛ دو. روش مباحثه ومناظره ؛ سه. روش یادداشت برداری وخلاصه نویسی ؛ چهار. روش تحصیل ودرس خواندن ؛ پنج . روش تبلیغ وسخنوری ؛ شش . روش تدریس وکلاس داری ؛ هفت . روش تحقیق ونویسندگی ؛ هشت .روش همسرداری وتربیت فرزند ؛ نه . روش زندگی کردن ؛ ده .روش طلبگی ، طلبگی وطلبگی . 2. طلبه خوش تیپ وخوش برخورد باشیم .جامعه ی ما، به ویژه نسل جوان امروز، با حوزویان خوش تیب وخوش برخورد ، بهتروبیشتر ارتباط برقرار می کنند تا…… 3. ادبیات فارسی را جدی بگیریم واز حوزویان خوش قلم باشیم . 4. داشتن اخلاق نیکو وتقیَد به آداب اخلاقی و رعایت موازین شرعی ، از اموری است که باید به آن توجهی وافی ووافر کنیم ؛ مثلاً اگر احیاناً به مراجع عظام وعلمای بزرگ وبزرگوارحوزه انتقادی نیز داریم ، به هیچ وجه به آنان بی ادبی وبی احترامی نکنیم . در آغاز طلبگی ، عالمی وارسته هشدارمان داد: « اهانت وبی ادبی به مراجع تقلید ، ممکن است طلبه راجوان مرگ کند » 5. ازهمان آغاز ، درس های طلبگی - به ویژه ادبیات عرب ، منطق واصول فقه - راخوب بخوانیم واین خیال رااز سرمان کاملاً بیرون کنیم که بعداً برمی گردیم ودرس هایمان را دوباره خوب می خوانیم.کمتر دیده یا شنیده ایم که طلبه ای فرصت وحال پیدا کرده وتوانسته برگرددو درس هایش را دوباره به خوبی بخواند. 6. به حوزوی بودن وداشته های حوزوی خود افتخار واز خود باختگی دوری کنیم وبه خودباوری روی آوریم وبه « حجت الاسلام » بودن بیشتر ببالیم تا «دکتر» بودن. 7. افراط و تفریط در هرکاری ، به ویژه در مسائل معنوی،عقیدتی وسیاسی ،از اموری است که بعضی از حوزویان را به درَه سقوط انداخته یا حتی به ورطه هلاکت کشانده است . به طور جدی «اعتدال » را در زندگی طلبگی ، فرا روی خویش قرار دهیم . 8. زیّ طلبگی خود را هیچگاه فراموش نکنیم و به عرفیَات رایج و درست در میان حوزه و حوزویان احترام بگذاریم ؛ برای مثال ،امروزه حتی باید توجه کرد که صدای زنگ تلفن همراه مان با زیّ طلبگی ما منافات نداشته باشد. 9.به سلامت خود،درابعاد گوناگون و به ویژه درآغاز طلبگی،اهمیت دهیم.چه بسیار حوزویانی که نان وماست ها و نان و سیب زمینی های اوایل طلبگی،آنان را هم اکنون بیمار کرده،از کار و زندگی انداخته و حتی گوشه نشین کرده است ! 10.از آفت ها ومصیبت های بزرگ شماری از حوزویان-نه همه ی آنان-بی نظمی و بی نظمی وبی نظمی است.بکوشیم که طلبه ای منظم ومنضبط ،به معنای واقعی وفراگیر آن باشیم و این همه امکانات و فرصت ها و نعمت ها را بر اثر بی نظمی از دست ندهیم ومراجع و علمایی منظم، همچون امام خمینی-رحمة الله علیه-،را الگوی خویش قرار دهیم وبه فرموده ی ایشان :«از تز شیطانی نظم ما در بی نظمی ماست،دوری کنیم.» 11. نوگرایی و نو اندیشی به معنای درست و دینی آن را سرلوحه زندگی طلبگی خود قرار داده ،بکوشیم که از کارهای تکراری و کلیشه ای در تبلیغ ، تدریس ، تحقیق ، تألیف و مانند آن خودداری کرده، با حوزویان نوباورونوآور، معاشرت ومجالست داشته باشیم : گر متاع سخن امروز کساد است «کلیم » تازه کن طرز که در چشم خریدارآید 12.از همان ابتدای دوران طلبگی،در پی ریزی درست واستوار پایه های فکری و عقیدتی خویش بکوشیم و مواظب دکان های باز شده در این مسیر باشیم و تنها از استادان برجسته و شناخته شده در این زمینه بهره گیریم.در غیراین صورت، خشت اول چون نهد معمار کج تاثریا میرود دیوار کج 13.در انتخاب استاد و دوست حوزوی،بسیاردقت کرده،آن را جدی بگیریم؛زیرا استاد ودوست خوب وخوش فکر و خوش اخلاق،نقش بسزایی در تعلیم وتربیت ما طلبه ها دارد وچه بسا مسیر طلبگی مارا به کلی تغییر دهند. 14 .تصمیم بگیریم که در هر فعالیتی،از بهترین ها وبرترین ها باشیم وهمیشه کار درجه یک و با نمره ی بیست انجام دهیم وهرگز به سراغ کارهای درجه دو و سه نرویم؛زیرا به مرور زمان اعتبار علمی و کاری و اجتماعی خویش را از دست خواهیم داد 15.تلاش کنیم طلبه ای یک بُعدی نباشیم؛بلکه از طلبه های چند بُعدی و اجتماعی و دارای معلومات نسبتاً چند جانبه باشیم تا بتوانیم برای مردم و جامعه ی خود کارسازتر و مؤترتر باشیم. به گفته ی حافظ: عشق و شباب ورندی،مجموعه ی مراد است چون جمع شد معانی،گوی بیان توان زد 16.از تجربه های خوب و کاربردی علما و فضلای حوزه بهره مند شده ، از آنان بخواهیم از تجارب طلبگیشان برای ما بگویند ؛ زیرا چه بسا تجربه هایی که در کتابها و نوشته ها ذکر نشده و نخواهند شد. 17.از آفتهای مهمی که میتواند تیشه به ریشه حوزه و حوزویان بزند ، عمل نکردن بعضی از ما به گفته های خودمان است که به اهمیت آن ، توجه ای نمی کنیم .به همین دلیل ،فریاد شماری از مردمان و حتی حافظ شیراز را به آسمان هفتم رسانده ایم که :«واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند» 18.برای طلبه ای که میخواهد خوب درس بخواند و جزو طللبه های باسواد حوزه و مجتهدان آینده باشد ، اشتغال به امور اجرایی و پرداختن به کارهای اداری ، در اوایل و حتی اواسط طلبگی ، شایسته نیست؛ مگر آنکه ضرورت یا اضطراری پیش آید و البته به شرط آنکه وی را از خوب درس خواندن ، باز ندارد. 19. از پراکنده کاری و به این سو و آن سو رفتن ، خودداری کرده و از همان آغاز طلبگی و حتی از طریق مشورت با حوزویان روانشناس ، علاقه و استعدادهای خویش را شناسایی و مشخص کنیم که میخواهیم دررفع چه کمبودهایی از جامعه و حوزه گام برداریم و همان راه و مسیر را تا پایان ادامه دهیم. چه بسیار حوزویانی که مدتی از عمر شریف و مبارک و دست نایافتنی طلبگی خود را در پراکنده کاری و سردرگمی ، از دست داده و سرانجام فهمیده اند که از آغاز باید چه کاری را انجام میداده و چه مسیری را طی میکرده اند.پس دو رکن مهم زندگی طلبگی ، یعنی هدف شناسی و راه شناسی را از یاد نبریم . 20.توسل به آستان اهل بیت عصمت وطهارت-علیهم السلام-و به یاد آنان بودن،کلید گنج طلبگی است و هرچه هست در همین جاست ودر جای دیگر و چیزهای دیگر نیست: از رهگذر خاک سر کوی شما بود هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد 21.این همه گفتیم لیک اندر بسیچ بی عنایت خدا هیچیم هیچ تعجب نکنید!گفته بودیم که بیست نکته،ولی 21نکته را به قلم آوردیم؛زیرا آن 20 نکته ،بدون این 1نکته هیچ است هیچ

    منبع : مقاله جناب آقای شمیم /مجله حاشیه شماره 5

    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [یکشنبه 1397-03-06] [ 11:52:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      اسم و رسم   ...

     

    یادتان هست که اهل دعــا بودند ،

    اهل ادعــا نبودند.

    نیایــش داشتند،

    نمایــش نداشتند.

    حیــا داشتند ،

    ریــا نداشتند.

    رســم داشتند ،

    اســم نداشتند.

    دنبال درد بودند ،

    دنبال مزد نبودند.

    هفته دفاع مقدس هفته ی آنهاست.

    برای شادی روح شهدا صـــــــــلوات

     

     

     

     

    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [جمعه 1397-03-04] [ 11:59:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      قهرمان مبارزه با نفس   ...

    يك سال بعد از عروسي مان يكي از رفقاي عباس ما رو به منزلش دعوت كرد وقتي رفتيم ديديم اوضاع خيلي خرابه و مجلس  زننده اي است .عباس نتونست تحمل كند و از آنجا بيرون اومديم بيرون خونه كه رسيديم زد زير گريه.بعدشم رفت وضو گرفت شروع كرد به نماز خوندن و مشغول خوندن قرآن و نماز شداون شب خيلي از دوستان موندن و توجهي به رضايت خدا نكردند ولي عباس باز هم نشان داد  

         قهرمان مبارزه با نفس است .

                                                      خاطرات آسمان /خاطرات شهيد عباس بابايي/ص37

    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



     [ 11:52:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      به نقل ازآقای داود آبادی   ...

    اوایل بهمن ماه 1377 بود و بعد از ماه مبارک رمضان. همراه “مسعود ده نمکی” و فرزندانم سعید و مصطفی - که آن موقع هفت – هشت سال بیشتر نداشتند – خدمت مقام معظم رهبری بودیم. نماز جماعت مغرب و عشا در جمع کوچک مان به امامت آقا خوانده شد و آقا همان جا روی سجاده برگشت رو به ما و حال و احوال و گپ و گفت شروع شد. تازه نشریه شلمچه، به ضرب و زور “عطاالله مهاجرانی” وزیر ارشاد اصلاحات تعطیل و قلع و قمع شده بود.

    مسعود تقویم زیبایی را که در نوع خود در آن زمان بی نظیر بود، با خود آورده بود تا تقدیم آقا کند. سررسید جالب “یاد یاران” با تصاویر رنگی شهدا که در نوع خود اولین بود.

    آقا، سررسید را گذاشت جلویش و شروع کرد به تورق. برای هر کدام از شهدا که تصویرش را می دید، خاطره یا نکته ای می گفت. از شهید “سیدمجتبی هاشمی” که فرمود: “آقا سید برای خودش در آبادان حال و هوایی داشت.” تا شهید “عباس بابایی” که آقا خواب زیبایی را که چند شب قبل از آن شهید دیده بود، تعریف کرد.

    شهید “محمود کاوه” که آقا از آشنایی اش با خانواده آن عزیز در مشهد گفت و شهیدان دستواره که چند روز قبل از آن، به سر مزار آن سه برادر شهید رفته بود و …

    هر کدام از تصاویر زیبا، احساس آقا را با خود همراه داشت. مثلا عکس شهید “علی اشمر” – قمرالاستشهادیین لبنان - برای آقا خاطره آخرین دیدار پدر آن شهید و برادر بزرگ تر او محمد را به همراه داشت، که حاج منیف گفته بود: “آقا، من حاضرم همین پسرم محمد را هم به راه اسلام و ولایت فدا کنم.” و آقا که بر پیشانی محمد بوسه زده بود؛ و چندی بعد، محمد اشمر در عملیات مقاومت جنوب لبنان، با گلوله صهیونیست ها که بر پیشانی اش نشست، به شهادت رسیده بود.

    از بقیه بگذریم.
    همه اینها را گفتم تا به این جا برسم.
    آقا در بین صحبت هایش فرمود:
    “تصویر شهیدی در اطاق من هست که بسیار زیباست و خیلی به آن علاقه دارم.”
    وقتی پرسیدم متعلق به کدام شهید است؟ ایشان فرمود که نامش را نمی دانم. سپس به آقا میثم – فرزندش - گفت که برود و آن عکس را بیاورد.

    دقایقی بعد که صحبت ها درباره عظمت شهدا گل انداخته بود، آقا گفت:
    “حتما باید شما اون عکس رو ببینید.”
    سپس رو به میثم کرد و مجددا گفت: “شما برو اون عکس شهید رو از اطاق من بیار.”
    که آقا میثم رفت و سرانجام عکس را آورد.

    کارت پستال کوچکی بود از شهیدی با بادگیر آبی، که بر زمین تفتیده شلمچه آرام گرفته بود.
    آن عکس را قبلا دیده بودم. عکسی بود که “موسسه میثاق” منتشر و پخش کرده بود. زیر آن هم نام شهید را نزده بودند.

    عکس را که آورد، آقا با احترام و ادب خاصی آن را به دست گرفت و رو به ما نشان داد. همان طور که آن را جلوی چشم ما گرفته بود، فرمود:
    “شما به چهره این شهید نگاه کنید، چقدر معصوم و زیباست … الله اکبر … من این را در اطاق خودم گذاشته ام و به آن خیلی علاقه دارم.”

    ناگهان یاد کلامی از دوست عزیزم “حسین بهزاد” افتادم.
    چندی قبل از آن، حسین همان عکس را نشانم داد و نکته بسیار مهمی را تذکر داد. آن شهید جوان با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته بود و …
    به آقا گفتم:
    “آقا، یک نکته مهمی در این عکس هست که مظلومیت او را بیشتر می رساند.”
    آقا نگاه عمیقی به عکس انداخت و با تعجب پرسید که آن نکته چیست؟ که حرف حسین بهزاد را گفتم:
    “این بسیجی، با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته که گردوخاک وارد لوله اسلحه نشود. یعنی این شهید هنوز به خط و صحنه درگیری نرسیده و با اسلحه اش هنوز تیر شلیک نکرده است.”

    با این حرف، آقا عکس را جلوتر برد و در حالی که نگاهش را به آن عزیز دوخته بود، با حسرت و با حالتی زیبا فرمود:
    “الله اکبر … عجب … سبحان الله … سبحان الله”
    دست آخر، آقا مسعود زرنگی کرد و از آقا خواست تا اجازه دهد عکس آن شهید را به عنوان یادگار به او بدهد. آقا هم پذیرفت و روی دست راست شهید بر عکس، امضا کرد و به عنوان یادگار به مسعود داد.










    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-03-03] [ 11:51:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      خرمشهر را خدا آزاد کرد   ...

    خرمشهر به دلیل واقع شدن در محل تلاقی رودخانه کارون و اروندرود از شمال به اراضی شوره زار دشت آزادگان، از شرق به شادگان، از جنوب به رودخانه کارون و شهر آبادان و از غرب به کشور عراق محدود می‌شود. و از طرف دیگر رودخانه کارون این شهر را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرده است.

    تاریخ‌نویسان خرمشهر را بازمانده شهر «بیان» (معرب پیان) می‌دانند که تا سده چهار هجری‌قمری آثاری از آن بر جا بود. این شهر در زمان حکومت شیخ خزعل به دلیل اینکه قسمت عظیمی از سواحل شهر در بیشتر روز‌های سال به علت جزر و مد دریا به رنگ قرمز درمی‌آمد «محمره» نام گرفت و در سال 1314 خورشیدی به نام «خرمشهر» تغییر یافت هرچند که در زمان جنگ تحمیلی با عنوان «خونین شهر» هم از آن یاد می‌شد.

    اسوه مقاومت

    خرمشهر حدیث مقاومت و جانبازی دلیرمردان، سمبل شجاعت، پایمردی و سند افتخار ملتی است که برای دفاع از حیثیت خود از جوانان برومند خویش گذشتند تا بر دروازه شهر خونین، برای همیشه تاریخ حجله فتح و ظفر ببندند.

    خرمشهر تاریخ مجسم و نمونه عینی صلابت و استواری جوانان جان بر کفی است که صادقانه و بی‌ریا و گمنام به استقبال شهادت رفتند چرا که معتقد بودند مرگ سرخ به از زندگی توام با ذلت و خواری است.

    خرمشهر حدیث به معراج رفتگانی است که با خون وضوی عشق ساختند و ققنوس‌وار در آتش عشق دفاع از میهن اسلامی سوختند و با دشمن نساختند.

    خرمشهر دفتری است ناگشوده و نانوشته که اوراق زرین آن را باید با خون نگاشت چرا که آن سرزمین مقدس، قدمگاه مردان شیردلی بوده است که با عشق مقدس به استقبال مرگ رفتند.

    تاریخ پر فراز و نشیب خرمشهر سرشار از حماسه‌های غرورآفرین و مقاومت دلیرمردان ایرانی است که با شور و شوق وصف‌ناپذیر به استقبال خطر رفتند و جان بر کف ماندگارترین و حماسی‌ترین لحظه‌های تاریخ را به نام خود و ایران در برگ‌های زرین تاریخ قرن ثبت کردند. مهم‌ترین برهه‌های تاریخی که بر خرمشهر گذشته است را می‌توان در این چند فصل خلاصه کرد.

    1-    سال 1217 (هجری-شمسی) این شهر بندری نخستین بار به تصرف ارتش عثمانی قرار گرفته و «محمره» نامیده شد.

    2-    سال 1320 (هجری- شمسی) همزمان با جنگ جهانی دوم این شهر به تصرف ارتش انگلستان درآمد و چندین سال طول کشید تا خرمشهر دوباره خرمشهر شد.

    3-    سال 1359 در 31 شهریور ماه سردار دروغین قادسیه (رژیم بعثی عراق) با هدایت و حمایت امریکا و دیگر کشورهای غربی و شرقی با خیال تصاحب 3 روزه خوزستان به این شهر حمله کرد اما با مقاومت مردم و فرزندان خرمشهر در دستیابی سریع به اهدافش و اشغال سه روزه خوزستان ناکام ماند.

    34 روز مقاومت

    31 شهریور 1359 خرمشهر زیر آتش سنگین ارتش عراق قرار گرفت. انبوهی از آتش خمپاره‌ها و توپ‌های دشمن روی شهر باریدن گرفت. همه غافلگیر شده بودند و حیران، شهر در آتش می‌سوخت و صدای انفجار لحظه‌ای قطع نمی‌شد. طولی نکشید که بیمارستان پر شد از انبوه مجروحان و شهدا. زنان و کودکان و سالخوردگان آواره بیابان‌ها و جاده‌ها شدند و مردم به خصوص جوانان روی به مسجد جامع و دیگر پایگاه‌ها آوردند تا برای مقاومت سازمان‌دهی شوند.

    مسجد جامع خرمشهر نقش اساسی در این مدت داشت: مرکز پشتیبانی، امداد و اطلاعات جنگ، توزیع اسلحه‌ها، ساخت بمب دستی، توزیع غذا، توزیع نیروهای اعزامی، استقرار بی‌سیم مادر، مقر فرماندهی و در واقع مسجد جامع مثل مادری بود که فرزندان خویش را زیر بال و پر گرفته بود. و مانند قلبی بود که علی‌رغم تلاش دشمن در تخریب مراکز نظامی و پشتیبانی شهر با سلاح‌های دوربرد تا آخرین ساعت‌ها می‌تپید و تلاش‌ فرزندان خرمشهر همچون محمد جهان‌آرا، بهروز مرادی، احمد شوش، بهنام محمدی، امیر رفیعی، محمددشتی‌زاده، نورانی و… و یاران اندک آنان اگر چه نتوانست خرمشهر را نجات دهد ولی دشمن را در دست‌یابی سریع به اهدافش ناکام گذاشت تا اینکه پس از سی و چهار روز پایداری و مقاومت در چهارم آبان 1359 (هـ.ش) خرمشهر، خونین شهر شد و به دست دشمن افتاد.

    578 روز اسارت

    خرمشهر یکی از استراتژیک‌ترین بنادر خاورمیانه و از بنادر صادراتی و وارداتی ایران به دلایل بسیاری از جمله موارد ذیل به مدت 19 ماه در اشغال متجاوزان عراقی بود.

    1-    موانع طبیعی، وجود چند رودخانه پرآب از جمله کارون، کرخه، اروندرود و نیز وجود نخلستان‌های وسیع و همچنین دشت‌های شنی و رملی بزرگی همچون دشت عباس و غیره و نیز باتلاق‌های غیرقابل دسترسی.

    2-    استحکامات نظامی دشمن، مانند سیم‌های خاردار حلقه‌ای، میدان‌های گسترده مین، کانال‌های مصنوعی پر از آب، پدافندهای هوایی و زمینی مستقر در منطقه.

    3-    اهمیت این شهر و تأثیر آن در روحیه ارتش عراق و خلل‌ناپذیر نشان دادن اراده فرماندهی نظامی و نیز جایگاه آن در دفاع از شهر بصره.

    4-    تجهیزات و امکانات رفاهی دشمن در این منطقه نشان می‌داد رژیم بعثی عراق خرمشهر را به عنوان نماد پیروزی خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشت به هر قیمت، این شهر را در تصرف نیروهای خویش نگهدارد.

    5-    باز پس‌گیری خرمشهر می‌توانست از نظر سیاسی تأثیر زیادی در منطقه و معادلات بین‌المللی داشته باشد و مواضع و حمایت کشورهای حامی «صدام حسین» را نیز تحت‌الشعاع خود قرار دهد.

    اما سرانجام به لطف خداوند متعال و مساعدت همه مردم به ویژه رزمندگان و شش هزار شهید در خون غلتیده نبرد بزرگ و سرنوشت‌ساز و غرورآفرین بیت‌المقدس با رمز یا علی‌ابن‌ابیطالب(ع) در چهار مرحله با هدف آزادسازی خرمشهر اجرایی شد.

    مرحله اول: 57 گردان از سپاه ارتش در قالب سه قرارگاه عملیاتی (قدس در شمال- خاتم در مرکز، نصر در جنوب) تحت فرماندهی قرارگاه کربلا در تاریخ 10/2/61 عملیات را شروع کردند و رزمندگان با عبور از رودخانه کارون موفق شدند قسمتی از جاده اهواز- خرمشهر را فتح کنند.

    مرحله دوم: در شامگاه 16/2/61 این عملیات با هدف پیشروی قرارگاه فتح و نصر به سمت مرز عراق آغاز شد که علاوه بر بخش دیگر جاده اهواز- خرمشهر مناطقی همچون جفیر، پادگان حمیر و هویزه آزاد شدند.‌

    مرحله سوم: در تاریخ 19/2/61 مرحله سوم عملیات آغاز شد اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمرکز نیرو در خطوط پدافندی، رزمندگان در انجام مأموریت توفیق نیافتند و تکرار این عملیات در روز بعد نیز به شکست انجامید.

    مرحله چهارم: در تاریخ 1/3/61 مرحله چهارم با هدف آزادسازی خرمشهر با رمز یا محمدبن‌عبدالله (ص) آغاز شد و در برابر تک سریع و غافلگیرانه رزمندگان اسلام و درگیری شدید بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی خرمشهر از لوث متجاوزان تطهیر و به طور کامل آزاد شد و پرچم پرافتخار ایران برفراز مسجد جامع و پل تخریب‌ شده خرمشهر به اهتزاز درآمد.

    فتح خرمشهر

    خبر آزادی خرمشهر آن‌چنان شگفت‌آور بود که در سراسر میهن اسلامی ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ایران بسان خانواده‌ای بزرگ که فرزند از دست رفته خود را بازیافته اشک‌های شادی و شعف خود را نثار روح شهدای حماسه‌آفرین صحنه‌های شورانگیز این نبرد کردند.

    برای پی‌بردن به عظمت این نبرد حماسی کافی است بدانیم که نیروهای متجاوز عراق پیش از نبرد سرنوشت‌ساز رزمندگان ما برای آزادی خرمشهر در اطلاعیه‌ای به نیروهای خود دستور داده بودند که دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهای عراق محسوب دارند.

    فتح خرمشهر ضربه‌ای سهمگین و کمرشکن به توان رزمی و جنگ طلبی‌های دشمن مهاجم وارد ساخت که در یک تحلیل فشرده باید گفت: فتح خرمشهر باعث شد تا توازن نظامی مورد نظر امریکا در منطقه خاورمیانه بر هم بخورد.

    به دنبال فتح خرمشهر وزیر امور خارجه «اسبق» امریکا (الکساندر هیک) رسماً در شورای امور خاورمیانه وزارت خارجه‌شان گفت: پیروزی‌های اخیر ایران در جنگ با عراق برای امریکا نگران‌کننده است و منافع غرب خصوصاً امریکا را در منطقه به خطر انداخته است.

    آزادی خرمشهر مرهون ایثار کسانی است که مسجد جامع را پایگاه مقاومت مردمی کردند و شش هزار شهید در خون خود غلتیدندتا تاریخ حماسه خرمشهر جاودانه بماند. همچنان که پس از 27 سال خاطره شیرین آزادسازی خرمشهر در اذهان ملت ایران همچنان غرورآفرین است و یاد همه آنان که با چهره‌های غبارگرفته از خاک خونین‌شهر در حالی که لبخند پیروزی بر لب داشتند در مسجد جامع جمع شده و یاد فاتحان خرمشهر، شهید محمد جهان‌آرا، شهید حسین خرازی، زنده‌یاد حاج احمد متوسلیان، شهید مهدی باکری، شهید حسن باقری، شهید صیادشیرازی، شهید احمدکاظمی و… را گرامی می‌داریم.

    آری سوم خردادماه یادآور حماسه‌ای پرشکوه از تجلی قدرت ایمان و عظمت اراده رزمندگان فداکاری است که با عینیت بخشیدن به مفهوم والای ایثار و از خودگذشتگی آزادی خرمشهر را به ارمغان آوردند که همواره در تاریخ کشور این ایثارگری‌ها، رشادت‌ها و حماسه‌های پرشور فراموش نشدنی است.

    آن روز‌ها پیر جماران و فرمانده کل قوا به مناسبت این پیروزی چنین فرمودند:

    فتح خرمشهر فتح خاک نیست، فتح ارزش‌های اسلامی است، خرمشهر شهر لاله‌های خونین است، خرمشهر را خدا آزاد کرد. مبارک باد بر ملت عظیم‌الشأن ایران این چنین فرزندان سلحشور و جان بر کفی که نام آنان و کشورشان را جاویدان کردند و مبارک باد بر اسلام بزرگ این متابعانی که در دو جبهه با دشمن باطنی و دشمنان ظاهری پیروزمندانه و سرافراز امتحان خویش را دادند و برای اسلام سرافرازی آفریدند.

    و چه زیبا فرمود خلف شایسته او فرمانده کل قوا مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) که:

    «حماسه فتح خرمشهر و عملیات عظیم بیت‌المقدس در این کشور خواهد ماند، هم در آن روزی که این حادثه اتفاق افتاد، هم هر وقت که این گونه حوادث برای افکار مردم تشریح گردد»

    فرا رسیدن سوم خردادماه سالروز فتح شهر عشق و شهادت، خونین‌شهر- خرمشهر قهرمان و روز مقاومت،ایثار و پیروزی بر امت حزب‌الله مبارک‌باد.

     

    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



     [ 09:22:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      هفته دفاع مقدس   ...

    هفته دفاع مقدس گرامی باد.

    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-03-02] [ 11:55:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...



      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    این وبلاگ بمنظور معرفی شاخه ای از ابعاد وجودی امام حسن مجتبی (ع) به فعالیت مشغول شده است.