حُسنِ حَسَن
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
اردیبهشت 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31



این وبلاگ بمنظور معرفی شاخه ای از ابعاد وجودی امام حسن مجتبی (ع) به فعالیت مشغول شده است.




آمار

  • امروز: 12
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 1636
  • 1 ماه قبل: 6260
  • کل بازدیدها: 2389323





  • رتبه






    کاربران آنلاین

  • فائزه ابوالقاسمی
  • سمیه صالحی
  • زهرا بانوی ایرانی


  •   اشعار امام زمان(عج)   ...

     

    من ازاشکی که می ریزدزچشم یارمی ترسم

    ازآن روزی که اربابم شود بیمارمی ترسم

    همه ماندیم درجهلی شبیه عهد دقیانوس

    من ازخوابیدن منجی درون غار می ترسم

    رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزند

    من ازگرداندن یوسف سر بازار می ترسم

    همه گویند این جمعه بیا ، امّا درنگی کن

    ازاین که باز عاشورا شود تکرارمی ترسم

    شده کارحبیب من سحرها بهر من توبه

    ز آه دردناک بعد استغفار می ترسم

    تمام عمر،خود را نوکر این خاندان خواندم

    از آن روزی که این منصب کند انکار می ترسم

    شنیدم روز و شب ازدیده ات خون جگر ریزد

    من از بیماریِ آن دیدۀ خونبار می ترسم

    به وقت ترس و تنهایی تو هستی تکیه گاه من

    مرا تنها میان قبرخود نگذار می ترسم

    دلت بشکسته از من لکن ای دلدار رحمی کن

    من ازنفرین و ازعاق پدر بسیارمی ترسم

    هزاران بار رفتم از درت شرمنده برگشتم

    زهجرانت نترسیدم ولی این بارمی ترسم

    دمی وصلم،دمی فصلم،دمی قبضم،دمی بسطم

    من از بیچارگیّ آخر این کارمی ترسم

    جهان را قطرۀ اشک غریبی می کند ویران

    من ازاشکی که می ریزد زچشم یار می ترسم

    مهدی بقایی

    منبع: http://sebteyn.blogfa.com/

    موضوعات: حُسنِ حَسَن  لینک ثابت



    [جمعه 1395-02-24] [ 06:33:00 ق.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      سروده مقام معظم رهبری در وصف حضرت مهدی (عج)   ...

    دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
    جان را هوای از قفس تن پریدن است
    از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
    بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است
    دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
    باری علاج شکر گریبان دریدن است
    شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
    خورشید من برآی که وقت دمیدن است
    سوی تو این خلاصه گلزار زندگی
    مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است
    بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو
    هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است
    با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
    تقدیر قصه دل من ناشنیدن است
    آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
    روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

    منبع: http://mouood.org

    موضوعات: حُسنِ حَسَن  لینک ثابت



     [ 06:00:00 ق.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...



      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    این وبلاگ بمنظور معرفی شاخه ای از ابعاد وجودی امام حسن مجتبی (ع) به فعالیت مشغول شده است.