حُسنِ حَسَن
خادم امام حسن مجتبی (ع)
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
مرداد 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    



این وبلاگ بمنظور معرفی شاخه ای از ابعاد وجودی امام حسن مجتبی (ع) به فعالیت مشغول شده است.




آمار

  • امروز: 34
  • دیروز: 48
  • 7 روز قبل: 160
  • 1 ماه قبل: 495
  • کل بازدیدها: 2164057





  • رتبه

  • رتبه کل دیروز: 4
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 8
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 90
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2






  • کاربران آنلاین

  • متین
  • رحیمی
  • مدرسه علمیه کوثر اصفهان
  • هاشم پور
  • مدرسه علمیه فاطمه الزهراء علیها السلام اهر
  • خديجه قرباني
  • ترنم گل
  • امور اجرایی کوثر بلاگ
  • رضوی
  • شمس
  • زكي زاده
  • گل نرگس
  • يك وبلاگ نويس
  • ميرزايي
  • انــــتـــــــظاری
  • حاجيلو
  • پشتیبانی کوثر بلاگ
  • تســـنیم
  • زهرا یوسفوند مفرد
  • حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام
  • آسيه اسكندري
  • حسنا
  • somayye java
  • mahdi yari
  • iranembberlin97 iranembberlin97
  • علی منصوردهقان


  •   شهر قم و نام افتخار آفرین آن   ...

    شهر قم و نام افتخار آفرین آن

    قاضی نورالله شوشتری نقل می کند: که حموی و دیگران گفته اند:« قم ازمداین مستحدثه اسلامی است و اهالی آن، همیشه امامیه بوده اند و ابتدای بنای آن در سال 83 هجری قمری و در زمان عبدالملک مروان بوده است. قاضی خود می گوید: بلده ی قم، شهری عظیم و بلده ای کریم است واز جمله بلادی است که همیشه ی دارالمؤمنین بوده و بسیاری ازاکابر و افاظل و مجتهدان شیعه ی امامیه، از آنجا برخاسته اند و انتساب به چنین بلدی، اقوی ادله ی صحت عقیده  ی منسوب الیه است.( قاضی نورالله شوشتری؛ مجالس المؤمنین، ج1، ص82)

    ظاهراً اسم قم اسمی است که عرب بر آن شهر، اطلاق کرده است. و از روایات استفاده می شود که این اسم، منشأ دینی دارد و با مناسبات ایمانی و عقیدتی بدین نام مرسوم شده است و اینک به این چند روایت توجه کنید:

    علامه مجلسی می فرماید:« در روایات شیعه آمده که چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به معراج برده شد، ابلیس را دید که در این بقعه و سرزمین، جایگزین شده رسول خدا به او فرمود: قُم یا ملعُون؛ ای ملعون! برخیز. پس آن سرزمین به قم موسوم گردید».( مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج57، ص217، ح42)

    از حضرت هادی علیه السلام نقل شده که فرمودند:« قم را قم نامیدند، چون کشتی نوح ، در داستان توفان، بدانجا رسید ایستاد و متوقف شد.(محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج57، ص213، ح24.

    حضرت صادق علیه السلام به عفان بصری فرمودند: می دانی که چرا قم، بدین نام، موسوم شده است؟ او عرض کرد : خدا و رسول او و شما بهتر می دانید. حضرت فرموده اند: زیرا اهل قم قائم آل محمد با قائم آل محمد، صلوات الله علیه اجتماع کرده و با او قیام می نمایند و بر این امر، استقامت ورزیده او را یاری می کنند.(بحارالانوار، ج57، ص216،ح38).

    البته این وجوه و مناسبات، قابل جمع نیز می باشد؛ یعنی می تواند تمام این وجوه، وجه مناسب نام گذاری این شهر، به قم باشد. کما اینکه روایت سوم، خود، متضمن سه وجه مناسبت است که هر یک برای نام گذاری کافی بوده؛ یکی حضور مردم قم با حضرت قائم علیه السلام دیگری قیام آنان با آن حضرت، وسوم استقامت آنان در این راه.

    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-05-30] [ 11:42:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      گوشه ای از وصیت شهید ردانی پور   ...

    آنچه خوانده ام و لمس کرده ام خلاصه اش این است که تنها راه سعادت رسیدن به کمال , بندگی خداست و بندگی او در اطاعت از اوامرش و ترک مواهبش می باشد . همه دستورات اسلام در این دو جمله خلاصه می گردد :
    فرمان برداری از خدا و نافرمانی از شیطان برای انسان شدن این برنامه اسلام است با غیر اسلام کاری ندارم که انسان را با انسان کار است نه با حیوان که هرآنکه مسمان و تسلیم خدا بود انساناست و بقیه فقط ازانسانیت حیوانیتش را دارند .
    سفارشم :
    مردم به یاد خدا و روز جزا باشید , پیرو ائمه اطهار باشید که والازم لکم لاحق و المارق عنکم زاهق (مردم امام زمان «عج» را فراموش نکنید, مردم دنباله رو روحانیت باشید که چراغ راه هدایتند از امام اطاعت کنید که عصاره اسلام است او راتنها نگذارید که نماینده حجه ابن الحسن «عج» است , از وجودش بهره گیرید ) که عصاره اسلام است .
    آرزویم :
    پیاده شدن احکام اسلام و بیداری مسلمین و گسترش حکومت اسلامی و سرنگونی مستکبرین , فرج حضرت مهدی «عج» زیارت آن حضرت و شهادت در رکابش .
    امیدم :
    عفو و بخشش خدای متعال و شفاعت پیامبر «ص» و ائمه هدی علیهم لاسلام و شهدای راه حق و همنشینی با بندگان مخلص خدا و رضوان الله .

    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [جمعه 1397-05-26] [ 11:47:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      عشق محمّد بس است وآل محمد...   ...

     

    ماه فروماند از جمال محمد
    سرو نباشد به اعتدال محمد

    قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
    در نظر قدر با کمال محمد


    وعده دیدار هرکسی به قیامت
    لیلة اسری شب وصال محمد

    آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
    آمده مجموع در ظلال محمد

    عرصه گیتی مجال همت او نیست
    روز قیامت نگر جمال محمد

    وانهمه پیرایه بسته جنت فردوس
    بو که قبولش کند بلال محمد

    همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
    تا بدهد بوسه بر نعال محمد

    شمس و قمر در زمین حشر نتابد
    نور نتابد مگر جمال محمد

    شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
    پیش دو ابروی چون هلال محمد

    چشم مرا تا به خواب دید جمالش
    خواب نمی گیرد از جمال محمد

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی


    عشق محمد بس است و آل محمد

     

    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1397-05-25] [ 11:47:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      پیام وزیر از سیاه چال !!!   ...

    به خاطر آنکه قاب عکس صدام را شکسته بودم، مرا به گودالی که هشتاد و یک پله از زمین فاصله داشت، بردند. آنجا شبیه یک مرغ دانی بود. وقتی مرا در سلولم حبس کردند، از بس کوچک بود، می بایست به حالت خمیده در آن قرار می گرفتم. آن سلول درست به اندازة ابعاد یک میز تحریر بود. شب فرا رسید و کلیه هایم از شدت سرما به درد آمده بود. به هر طریق که بود، شب را به صبح رساندم. تحملم تمام شده بود. با پا محکم به در سلول کوبیدم. نگهبان که فارسی بلد بود، گفت: چیه؟ چرا داد می زنی؟

    گفتم: یا مرا بکشید یا از اینجا بیرون بیاورید که کلیه ام درد می کند. اگر دوایی هست برایم بیاورید! دارم می میرم.

    او در سلول را باز کرد و چند متر جلوتر در یک محوطه بازتر کشاند و گفت: همین جا بمان تا برگردم.

    در آنجا متوجه یک پیرمرد ناتوان شدم. او در حالی که سکوت کرده بود، به چشمانم زل زد. بی مقدمه پرسید: ایرانی هستی؟

    جوابش را ندادم. دوباره تکرار کرد. گفتم: آره، چه کار داری؟ پرسید: مرا می شناسی؟ گفتم: نه از کجا بشناسم؟ گفت: اگر ایرانی باشی، حتما مرا می شناسی. گفتم: اتفاقا ایرانی ام؛ ولی تو را نمی شناسم. پرسید: وزیر نفت ایران کیست؟ گفتم: نمی دانم. گفت: … نام محمد جواد تندگویان را نشنیده ای؟ گفتم: آری، شنیده ام. پرسید: کجاست؟ گفتم: احتمالاً شهید شده. سری تکان داد و گفت: تندگویان شهید نشده و کاش شهید می شد. دیگر همه چیز را فهمیدم. بغض گلویم را گرفته بود. فقط نگاهش می کردم. نگاه به بدنی که از بس با اتوی داغ به آن کشیده بودند، مثل دیگ سیاه شده بود…، گفتم: اگر پیامی داری بهم بگو.

    گفت: این سیاه چال، طبقة زیرین پادگان هوانیروز الرشید است… گفت: … پیام من مرزداری از وطن است … صبوریِ من است. نگذارید وطن به دست نااهلان بیفتد. نگذارید دشمن به خاک ما تعرض کند. استقامت، تنها راه نجات ملت ماست. بگذارید کشته شویم، اسیر شویم؛ ولی سرافرازی ملت به اسارت نیفتد.

    گفتم: به خدا قسم … پیامت را به ایرانیان می رسانم. خم شدم دستش را ببوسم که نگذاشت..

    ساعت به وقت بغدادج1 ص86

    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-05-24] [ 11:46:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      خنده فرشتگان   ...
    رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از جبرئیل(ع) پرسید:


    آیا فرشتگان خنده و گریه هم دارند؟!

    جبرئیل عرض کرد:

    بله!


    زمانیکه زن بی حجاب و بدحجابی میمیرد و بستگانش او را در قبر میگذارند، (دورش را میگیرند) و رویش را با خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود!

    فرشتگان می خندند و میگویند:

    تا وقتی (زنده) و جوان بود و هر کسی را تحریک میکرد و به گناه می انداخت (پدر و برادر و همسرش غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، حالا که مُرده و همه از دیدن (لاشه او) نِفرت دارند، او را می پوشانند!

    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [دوشنبه 1397-05-22] [ 11:44:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      ما از کدام نسلیم؟   ...

    ازش پرسیدم:
    ما کی هستیم؟
    میگفت:
    ما نسل” غیرت روی خواهر”
    …و “روشنفکری روی دوست دختریم"….
    نسل” کادوی یواشکی”
    نسل “پول ماهانه vpn “….
    نسل “شینیون زیر روسری"….
    نسل “خوابیدن با sms"…
    نسل “درد دل با غریبه مجازی”
    نسل “جمله های کورش” …..
    نسل “ترس از منکرات” …..
    نسل “سوخته ایم"……

    حال من برایت میگویم:

    ما نسل “غیرتیم” روی
    “وطن” …
    “ناموس” …..
    “دین"…..

    نسل “نماز شب یواشکی!"….. نسل “پول ماهانه صدقه"….
    نسل “چادر روی روسری"…. نسل “خوابیدن با نوای حسین”
    نسل “درد دل با بی بی"…
    نسل “جمله های آقا و شهدا"…..
    نسل “ترس از شیطان"…..
    نسل “شکفتن"……

    اللهم عجل لولیک الفرج

    منبع:اهالی آبادی انتظار


    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [جمعه 1397-05-19] [ 06:27:00 ق.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      چرا باید نماز بخوانیم؟!/ آیا نمی شود خدا را طور دیگری عبادت کرد؟!   ...

    شاید بد نباشد به خود تلنگری بزنیم که ما خداوند را برای ذات مقدس خودش عبادت می کنیم یا برای آنکه به ما بهشت را عطا کند گوش به فرمان دستورات او هستیم؟!

    نماز، دعا، نیایش، شور و شوقی غیرقابل وصف برای رسیدن زمان مناجات و شتافتن به سمت نماز، قرآن خواندن، عبادت پروردگار، توسل و … همه این ها از آن دسته حالات و اعمالی هستند که روح انسان را جلا می دهد، قلب را آرام ساخته و دلشوره ها و سیاهی ها را نابود می کند.

    اما سوالی که شاید در ذهن بسیاری از افراد شکل گرفته باشد این است؛ چرا باید نماز بخوانیم؟!، آیا نمی شود خدا را طور دیگری عبادت کرد؟!

    یعنی خداوند تنها ما را آفریده تا عبادتش کنیم، البته بنظر نمی رسد که ما صرفا برای عبادت کردن پرودگاری بی همتا که نقصی در دستورات و کارهایش وجود ندارد خلق شده باشیم چون قبل از ما موجودات و فرشته هایی بودند که خداوند را عبادت کنند البته بهتر بگوییم در جایی به نام بهشت عبادت کنند ، محلی که برخی از ما انسان ها مشتاقانه برای رسیدن به آن گوش به فرمان حقیم و بنوعی خداوند را برای رسیدن به بهشت وعده داده شده و در نهایت برای آسایش و لذت بردن خودمان عبادت می کنیم.

    اما شاید بد نباشد به خود تلنگری بزنیم که، ما خداوند را برای ذات مقدس خودش عبادت می کنیم یا برای آنکه به ما بهشت را عطا کند گوش به فرمان دستورات او هستیم؟!

    با این همه تفاسیر وبلاگ حسن حسن قصد دارد تا در این مطلب شما را با فلسفه نماز خواندن و روایات پیرامون آن آشنا نماید، پس بسم الله…

    فلسفه خواندن نماز چیست؟

    از آنجا که خداوند وجودی نامحدود و نامتناهی و پیراسته از هر گونه نقص و نیاز است احتیاجی به پرستش ما ندارد پس پرستش و عبادت او فی الواقع وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور او به عبادت، یک نوع لطف و مرحمت و راهنمائی خواهد بود که ما را به کمال شایسته برساند و کلاً عبادت و خصوصاً نماز دارای یک سلسله آثار گرانبهای فردی و اجتماعی است زیرا اولاً حس تقدیر و شکر گزاری را در انسان زنده می کند، قدر دانی از مقامی که نعمتهای زیادی در اختیار او نهاده و با این سپاس گزاری، فرد، حق شناسی خود را در برابر آفریدگار خود که این همه نعمتهای گرانبها در اختیار او گذاشته اعلام می دارد و ثانیاً نماز و عبادت مایه تکامل روحی انسان است چون در نماز ما خود را با کمال مطلق مرتبط ساخته و از او کمک می خواهیم که شایستگی و لیاقت سخن گفتن با خود را به ما بدهد.


     

    ضمن این که نمازگزار همواره به یاد خداست و یاد خدا بهترین وسیله برای کنترل نفس امّاره و روح طغیانگر است چنان که غفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و کیفرهای او موجب تیرگی عقل و خرد و کم فروغی آن می شود انسان غافل فکر عاقبت کار ناپسند و عقوبات آن را نمی کند و این نماز است که انسان را به یاد خدا می اندازد و اثر آن غفلت را از روح و روانش پاک می سازد و هم چنین نماز گزار برای قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب می ورزد مثلاً یکی از شرائط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی است که در آن به کار می رود مانند آب وضو و غسل، لباس و مکان نمازگزار.

    این موضوع باعث می شود که اطراف حرام نرود و در کار و کسب خود از هر نوع حرام اجتناب نماید زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقیّد شود و در موارد دیگر بی پروا باشد بالاخص که نمازگزار بداند شرط قبولی این است که حقوق مستمندان و زکات را بدهد، از گناهان کبیره بپرهیزد.

    مسأله دیگری که نمازگزار باید به آن توجه داشته باشد نظافت و بهداشت است زیرا او باید با لباس و بدنی پاک و تمیز که بعضاً مجبور است غسل نماید تا از آلودگیهای ظاهری و معنوی خود را پاک سازد و از آنجا که نماز برای خود وقت معیّنی دارد یکی از آثار آن انضباط و وقت شناسی است.

    آثار و فلسفه نماز به آن چه گفته شد منحصر نیست ولی این نمونه می تواند نشانه اسرار بزرگ این عبادت بزرگ باشد.

    البته نمازی که می تواند تمام آثار را داشته باشد نمازی است که با حضور قلب و توجه و نیت پاک به درگاه خدا آورده شود.

    روی همین جهات است که پیامبر گرامی(ص) می فرماید: نماز چون نهر آب صافی است که انسان خود را در آن شستشو می دهد، اگر کسی در شبانه روز پنج مرتبه خود را با آب پاک شستشو دهد هرگز بدن او آلوده و کثیف نمی شود.

    هم چنین کسی که در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواند و قلب خود را در این چشمه صاف معنوی شستشو دهد، هرگز آلودگی گناه بر دل و جان او نمی نشیند.

    چرا در دین اسلام تاکید به نماز خواندن شده است؟

    نماز در منظر نخست دستور و حكم خداوند متعال است و او خالق ما و ما مخلوق او هستیم، لذا از دستور او اطاعت می كنیم. همین ما را بس كه اولا با توكل و اطاعت خدا آرامش ارتباط با معبود خود را بدست می آوریم، و ثانیا به سعادت خود كه تنها به دست خداست امیدوار می شویم. و از سوی سوم خود خدا برای نماز فوائد بسیاری برشمرده است.

    بطور مثال؛ در قرآن مجید می خوانیم كه “نماز انسان را از فحشا و منكرات باز می دارد.”

    توضیح مطلب آن كه هر فردی وقتی خود را تحت مجموعه و یا سازمانی قرار می دهد باید دستورات و قوانین آن سازمان و آن مجموعه را رعایت نماید، كسی هم كه خود را مسلمان می داند و تحت نظام متعالی اسلام قرار گرفته و آئین جهانی اسلام را پذیرفته است، باید به مقررات و ضوابط آن پایبند باشد.

    بنابر این نماز خواندن در نگاه اول به عنوان یک وظیفه دینی بر هر فرد مسلمان واجب است، چرا كه خداوند متعال این وظیفه را بعهده هر فرد مسلمان نهاده و دستور به انجام آن داده است:

    « … أقیموا الصلاة …» یعنی نماز را به پا دارید (بقره/43 و 83 و 110 – نساء/77 و 103 – یونس/87 – حج/78 – و…) علاوه بر این، نماز خواندن در حقیقت نوعی تشكر از خداوند است، در مقابل همه نعمتهایی كه به انسان عطا كرده، و همچنین اظهار بندگی و عبودیت در مقابل آن خالق بی همتا است. و این هر دو وظائف اخلاقی هر انسانی است. فطرت هر انسانی، مستقل از شرع، او را به شكر گذاری نسبت به ولی نعمتش فرامی خواند.

    در وصف نماز به چند مطلب كه از روایات اخذ شده، توجه كنید:

     نماز چراغ و روشنی دل مؤمن، و زینت اسلام است. (جامع الاخبار، ص 72 ـ زبده العلوم، ج 2، ص 231)

    روح و احساس و هدف اصلی نماز، ذكر و یاد خداوند است، كه اگر انسان همیشه با آن همراه باشد از معاصی به دور و به نیكی ها روی می آورد.

    نماز، پشتوانه ای عظیم برای حل مشكلات است. (بقره/ 153 ـ غرر الحكم، ص 99)

     نماز، غفلت را از انسان زدوده، و باعث تقویت روح می شود. (غرر الحكم، ص764)

     نماز، جلسه عاشق با معشوق است.(غرر الحكم، ص 404 و 15)

    نماز، خودبینی و كبر و غرور را از بین می برد.(نهج البلاغه، كلمات قصار 252)

    نماز وسیله شستشوی از گناه و آمرزش و مغفرت الهی است. (وسائل الشیعه، ج3، ص 7)

    نماز، قطع نظر از محتوای خودش با توجه به شرائط صحت، دعوت به پاكسازی زندگی می كند، چرا كه توصیه به پاكی لباس نمازگزار، پاكی و طهارت مكان نمازگزار و … دارد.

    نماز، روح انضباط را در انسان تقویت می كند، چرا كه هر روزه، و آن هم در اوقات معینی باید اقامه گردد. كلام آخر اینكه دانشمندان و روانشناسان به این نتیجه رسیده اند كه بسیاری از امراض و بیماریهای جسمی انسانها بر اثر اضطراب روحی و نداشتن آرامش و اطمینان روحی و فكری است، و همچنین افراد متدین و با ایمان به خاطر اینكه خود را متصل به قدرتی مافوق طبیعت، و مرتبط با نیروی عظیم الهی كرده اند، نسبت به افراد دیگر عمر طولانی تری داشته و زودتر بر بیماریهای جسمی خود غلبه می كنند.

    روایاتی از ائمه معصومین علیهم السلام و حضرت زهرا«س» در باب فسلفه نماز

    حضرت زهرا«س» فرمود: «خداوند نماز را واجب کرده است تا از تکبر پاکیزه شوید.»

    امام رضا علیه السلام درباره فلسفه نماز می فرماید: «نماز اقرار به ربوبیت خداوند و مردود شمردن هر گونه شریک برای او و ایستادن با حالت خضوع و خشوع در پیشگاه پروردگار متعال است و طلب عفو از گناهان است. و روزی پنج بار سر به سجده گذاشتن برای با عظمت نگه داشتن دستورات پروردگار است و به خاطر این است که بندگان فراموش نکنند و طغیان نکنند و دائماً خاضع و خاشع و علاقمند و خواهان زیادی در دین و دنیا از او باشند.»


     

    بنابراین، نماز ما که مرکب از اعمالی نظیر نیت، تکبیره الاحرام، رکوع و سجود و… است، دارای اهداف کلی و هر یک از این اجزا و شرایط نیز خود اهدافی را به دنبال دارند و علت این که واجب است انسان روزی پنج بار (نمازهای واجب پنچ گانه را) به جا آورد، این است که در طول شبانه روز، همواره متذکر عبودیت و بندگی خود باشد و در هیچ کاری و در هیچ وقتی از اوقات پروردگار و صاحب نعمت خود را فراموش نکند و بر دیگر بندگان خدا تکبر و فخر فروشی نداشته باشد.

    ممکن است کسی بگوید اصل شکر گذاری و بیاد خدا بودن و دوری از تکبر و خود خواهی را قبول داریم، ولی آیا ممکن نیست که این اهداف را به شکل دیگری و در قالب اعمال دیگری غیر از نماز ایجاد نمائیم؟

    پاسخ این سؤال این است که اسلام هم به اهداف عبادات اهمیت داده و هم به شکل آنها، و اینکه در اسلام شکل انجام عبادات با تمام جزئیات و شرایط آن بیان شده، نشانه غنای اسلام است که این دین الهی برای تمامی ابعاد زندگی بشر و در تمام تکالیف او، جزئیات آنها را بیان کرده است. و وقتی همه مسلمانان به یک صورت و یک شکل وظایف و تکالیف خود را انجام می دهند، حکایت کننده از یک روح واحد در کالبد تمامی مسلمانان است که علاوه بر شکل زیبای آن، موجب تقویت قوای مسلمانان و ایجاد ترس در دل دشمنان می شود.

    اگر قرار به عبادت باشد،نوع دیگری هم می شود عبادت کرد؟

    برای پاسخ دادن به چنین سوالی باید به ریشه این سوال که در مسائل اعتقادی وجود دارد بپردازیم .

    یعنی در حقیقت اگر به مسائل اعتقادی کاملا واقف شویم به جواب این گونه سوالات نیز خواهیم رسید .

    در اعتقادات، ما باید به صورت مشخص به سه اصل اساسی که در شیعه به پنج اصل تغییر یافته است معتقد باشیم که آ ن ها عبارتند از :توحیدو اعتقاد به خدایی یگانه –نبوت و اعتقاد به ارسال پیامبران از سوی خداوند و معاد که در شیعه علاوه بر این موارد باید به عدل و امامت نیز معتقد بود.

    اگر ما این اصول را بپذیریم و معتقد باشیم که خداوندی یگانه موجود است که هیچ کار بیهوده و لغوی از او سر نمی زند و برای هدایت انسان ها از سر لطف پیامبرانی معصوم را به سوی بشر گسیل داشته است به این نتیجه می رسیم که تعیین شکل عبادات نیز در همین راستا است ولو اینکه ما به کنه مطلب نتوانیم پی ببریم .

    البته لازم به ذکر است که عبادات در نماز و روزه و امثالهم منحصر نمی شود بلکه علاوه بر این ها موارد بسیار زیادی هستند که می توانند در زمره عبادات بگنجندنظیر خدمت کردن به مردم که بالاترین عبادات ها است و یا احترام به والدین که عبادتی بسیار ارجمند است اما باید توجه داشت که این گونه عبادات نیز باید در چارچوب کلی اسلام باشند مثلا نمی توان به والدین به منظور احترام سجده کرد.

    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [جمعه 1397-05-12] [ 08:12:00 ب.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...


      احادیثی در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم   ...

    احادیثی در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

    1) امام على عليه السلام :

    وَهُوَ خاتَمُ النَّبيّينَ، أَجوَدُ النّاسِ كَفّا وَاَرحَبُ النّاسِ صَدرا وَأَصدَقُ النّاسِ لَهجَةً وَأَوفَى النّاسِ ذِمَّةً وَأَليَنُهُم عَريكَةً وَأَكرَمُهُم عِشرَةً مَن رَآهُ بَديهَةً هابَهُ وَمَن خالَطَهُ مَعرِفَةً أَحَبَّهُ يَقولُ ناعِتُهُ: لَم اَرَقَبلَهُ وَلا بَعدَهُ مِثلَهُ؛

    او خاتم پيامبران است. بخشنده ترين مردم بود، سعه صدرش از همه بيشتر (پرحوصله ترين مردم) و راستگوترين و پايبندترين آنان به عهد و پيمان. از همه نرمخوتر بود و رفتارش بزرگوارانه تر. هر كس بدون سابقه قبلى او را مى ديد، هيبتش او را مى گرفت و هر كس با او معاشرت مى نمود و او را مى شناخت دوستدارش مى شد و هر كس مى خواست او را وصف كند، مى گفت: نظير او را در گذشته و حال نديده ام. بحارالأنوار، ج16، ص190، ح27

    2) ابن شهر آشوب :

    كانَ النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله قَبلَ المَبعَثِ مَوصوفا بِعِشرينَ خَصلَةً مِن خِصالِ الأَنبياءِ، لَوِانفَرَدَ أَحَدٌ بِأَحَدِها لَدَلَّ عَلى جَلالِهِ، فَكَيفَ مَنِ اجتَمَعَت فيهِ؟! كانَ نَبيّا أَمينا، صادِقا، حاذِقا، أَصيلاً، نَبيلاً، مَكينا، فَصيحا، نَصيحا، عاقِلاً، فاضِلاً، عابِدا، زاهِدا، سَخيّا، كَميّا، قانِعا، مُتَواضِعا، حَليما، رَحيما، غَيورا، صَبورا، مُوافِقا، مُرافِقا، لَم يُخالِط مُنَجِّما وَلا كاهِنا وَلاعَيّافا؛

    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پيش از آن كه مبعوث شود، بيست خصلت از خصلت هاى پيامبران را دارا بود كه اگر فردى يكى از آنها را داشته باشد، دليل بر عظمت اوست چه رسد به كسى كه همه آنها را دارا باشد، آن حضرت پيامبرى امين، راستگو، ماهر، اصيل، شريف، والامقام، سخنور، خيرخواه، خردمند، بافضيلت، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلير و جنگاور، قانع، فروتن، بردبار، مهربان، غيرتمند، صبور، سازگار و نرمخو بود، با هيچ منجّم (قائل به تأثير ستارگان)، غيب گو و پيش گويى هم نشين نبود. المناقب لابن شهرآشوب، ج1، ص107

     

    3) امام على عليه السلام:

    وَ هُوَ خاتَمُ النَّبيّينَ، اَجْوَدُ النّاسِ كَفّا وَ اَرْحَبُ النّاسِ صَدْرا وَ اَصْدَقُ النّاسِ لَهْجَةً وَ اَوْفَى النّاسِ ذِمَّةً وَ اَلْيَنُهُمْ عَريكَةً وَ اَكْرَمُهُمْ عِشْرَةً مَنْ رَآهُ بديهَةً هابَهُ وَ مَنْ خالَطَهُ مَعْرِفَةً اَحَبَّهُ يَقولُ ناعِتُهُ: لَمْ اَرَ قَبْلَهُ وَ لا بَعْدَهُ مِثْلَهُ؛

    او كه خاتم پيامبران بود، بخشنده ترين، پرحوصله ترين، راستگوترين، پايبندترين مردم به عهد و پيمان، نرم خوترين و خوش مصاحبت ترين مردم بود، هر كس بدون سابقه قبلى او را مى ديد، هيبتش او را مى گرفت و هر كس با او معاشرت مى نمود و او را مى شناخت دوستدارش مى شد و هر كس مى خواست او را تعريف كند، مى گفت: نظير او را پيش از او و پس از او نديده ام. بحارالأنوار، ج 16، ص 190

     

    4) پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):

    بُعِثتُ بِمَكارِمِ الأخلاقِ وقحاسِنِها

    من براى (احياى) مكارم و نيكى‏هاى اخلاقى مبعوث شدم. الأمالى، طوسى،596


    موضوعات: امام حسن مجتبی علیه السلام  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-05-10] [ 06:22:00 ق.ظ ]


    فرم در حال بارگذاری ...



      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    این وبلاگ بمنظور معرفی شاخه ای از ابعاد وجودی امام حسن مجتبی (ع) به فعالیت مشغول شده است.
     
     
    مداحی های محرم